Machine transcription
(۲۹)
پادشاهان متاخر
توپ قاطری و دوپلتن مکمل و یکهزار سوار هراتی از روبروی لشکر قندهار جنگ انداخت
و لشکر نظامی را بخریطه در شب جاهای آب برده پنهان کردو تعلیم داد که هر وقت از جانب لشکر
هرات سه توپ پی در پی فیر پیدا کرد انوقت برآمده خود را بلشکر دشمن بزنید و داد مردانگی
بدهید تمام وجب سر افرازی ما وشما بحضور سر کار امير
شیر علی خان زیاد برزیاد شود لهذا فمرا مرز خان سپاه سالار بهمین منوال مقدمه
انداختند و لشکر قندهار پیش از وقت آمده و تیار بودنه بورود لشکر هرات در حدود سنگر خود
بجنگ درآمدند و بضرب توپ وتفنگ زمین معرکه بلرزه در آوردند چند دفعه لشکر هرات
بسنگر لشکر قندهار حمله کردند و خود را بسنگر رساند، جنگ پیوستند لاکن لشکر قندهار بضرب
توپ و توفنگ دفع می کردند و پراگنده می ساختند و شکست می دادند لاکن این شکست لشکر هرات
بدپیری بود چنانچه سه روز بهمین منوال خورد وخورد و شکست تدبیری گذارش یافت روز چهارم
نیز مقدمه شد و لشکر هرات شکست تدبیری یافت و دو عراده توپ قاطری هم بمیدان ماند روز پنجم
فرامرز خان سپه سالار متحیر مانده فکردرمانماین بود که وعده هفده شد و از لشکر قندهار آواز
کوس و کرنا بر آمد فرامرزخان نیز بجنگ آمد و از طرفین مقدمه برپاشد لاکن سپاه سالار در
همان حین عریضه مختصری بحضور نادر ثانی فرستاد که فدایت شوم انراول هیچ مقدمه برادر مشگر
نکرده و دوم بمیدان جنگ از ادو پیش جنگ کس نبود چه روز غلام مقدمه بردم نادر ثانی
از سنگر بیرون مه ممکن است که نام نادری را از خود دوردارند تا بد نام عالم نشوند چون نادر ثانی
عريضه را مطالعه کرد ندا رقصب بر افشاند و قصد میدان کرد تا چنانچه مردولشكر نزديك بسنگر جنگ
میکردند اتفاقاً در لشکر هرات شکست پیدا شد و نادر ثانی فتح پنداشته اراده حمله کرد و پنشنفر
خدمتگاران حضور که از تدبیری سپاه سالار میدانستند و خودشان جنگ دیده و صاحب تدبیر بودند
هر قدر عذر و التماس کردند که از سنگر برون نشوید که فریب فرامرزخان سپاه سالار بسیار است و این
شکست تدبیری است لاکن نادر ثانی که از عریضه سپاه سالار غضبناك بود نتاب وطاقت نیاورده
از سنگر بر آمده با افواج دریا موج در میدان نبرد مقدمه انداخت و بالشكر انبود جنگ در پیوست و با توپ
و تفنگ زمین معرکه را بلرزه در انداخت و میدان نبرد را سیاه وتاريك گردانید و چنان مقدمه مردانه
کرد كه ملك تحسين و آفرین گفت بلکه این چنین مقدمه مردانه در افغانستان کمتر بهم رسیده بود تا
اینکه در لشکر هرات شکست فاحش افتاده و متفرق شدند و لشکر قندهار با مرحرداراعلی از دنبال
شار روان و اسپ تازان بار دیگر بزرگان حضور سر راه نادر ثانی شدند و چندین دلیل و برهان
گفتند و التماس کردند و ستم دادند که از برای خدافرامرزخان سپاه سالار شخص صاحب تدبیر است
و این غلامهای حضور هم در مقابل سپاه سالار شاید کمتر نداپنداشته باشیم جناب شما توقف کنید تا
پنجنفر خدمتگاران حق نمک خوره گی بجاه آریم و جان فداء کردن خود را ظاهر سازیم آیا
نادر ثانی که بسیار میدان را فتح قیاس کرده بودند و از غرور جوانی ومستی پتاش تمام بالشکر
جرار از دنبال لشکر هرات می تاختند چنانچه در مین تاخت و تاز دو توپ لشکر هرات را تصرف کردند
تا اینکه از نصف میدان گذشتند بلکه بلشكر گاه هرات نزديك شدند آن زمان سپاه سالار
بمراد خویش داخل شد زیرا که همین فرصت را از خداوند می خواست فورا سه توپ بمبامر
سالار صدا کرد و گوشزد لشکر غونیه شد چون آنها منتظر فرمان بودند فورا از هر جانب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
