Machine transcription
(٢٤)
جلد دوم
بهر حال مصلحت چنانست که تدبیری کنیم و فکری زنیم شاید لشکر قندهار از دریا
باینطرف بگذرند زیرا که سر کردهٔ خورد سال جوان بخت خود رای دارند بعد ازان که
از دریا گذشتند امید وارم از درگاه خداوند که بتدبیر دیگر از عهدهٔ شان برآمده
توانیم و هر قدر در این باب زودتر تدبیر کنیم بهتر است و هر گاه در کار ها تاخیر نمائیم
مبادا لشکر کابل برای شان كمك برسد و کار دیگر گون شود و قضیه بر عکس افتد
آنزمان دشوار خواهد شد اکنون شما بزرگان در بار که همه جان فدا می باشید و بعضی و
بندگان عالی حاضر هستید در این باب چه می فرمائید جمله با تفاق سخن کردند کــه
تدبیرات شما سراسر نیکوست و پسندیده و جای تحسین و آفرین است بعد از صلاح و صوابدید
بندگان سردار و بزرگان در بار فرامرز خان سپه سالار با مشورت حضور عریضهٔ مختصری بخدمت
سردار عالی مقدار نادر ثانی تحریر کردند و برتبه داشت سواد الموم بعرقت شخص معتبری از لشکریان
فرستادند .
سواد عریضهٔ فرامرز خان سپاه سالار بحضور سردار جوان بخت سردار محمد نادر خان
نادر ثانی فدایت شوم صاحب من ذره پرور من شنیده می شود که شاهزاده بلند اقبال
نام نامی و اسم سامی خود را نادر ثانی گذاشته و به جمیع افواج رکابی حضور خود انواع
انعام واحسان فرموده هفت شبانه روز جشن خسروی در لب دریا بر پا کردند این فدوی
سالخورده دعا گوی از شنیدن اسم مبارک خواستم که عریضهٔ بحضور فرستاده مبارك باد
عرضه بدارم بنا بر آن هر چند گستاخی می شود با وجود آن بحضور مبارك عريضه فرستادم
كه مبارك باشد امید وارم این غلام که قدر این اسم بزرگ ترا افضل و بزرگ دانسته
سعی کند که در بزرگی آن که اسم بزرگان است نقصانی بهم نرسد زیرا که این اسم بزرگ
را خداوند بهر کس سزوار می داند چنانچه در عالم نشیب وفراز از اهل دنیا تا حال يك
نادر خروج کرده و نام خود را ببروی در جریده ها ثبت نموده و تا مادامی که قیامت قایم
شود باقی گذاشته است امروز باید شاهزاده بلند پرواز و پادشاه زاده نیکو خصال همچنین
بزرگی بکار برد که گویا مقابل نادر اول محسوب شود و در جریده ها به یادگار باقی بماند
اکنون بشرط عفو این پیر غلام گستاخی میدارم که نادر اول در تمامی دریاهای بزرگ مثل
یخ آب احتیاج نمی شدند و با لشکر های فراوان که از مور ومار بیش بودند بدون امداد
کشتی وخوف ور جاء به توکل خداوند (ج) و با اقبال بلند پرواز به مردی و مردانگی وغیرت
و دلاوری می گذشتند امروز دریای گرشک در نزد آنها قلیل به نظر می آمد و در مقابل
دریاهای که نادر گذشتند بشمار شمرده نمی شود چه لغو دریای گرشك بحضور بندگان
عالی گویا سد سکندر سنگر شده ولشکر قندهار در سنگر برکاب شاهزاده بلند اقبال
متواری شده پس درین صورت هرگاه بمردانگی و غیرت اسم نادری بدون چون و چرا
وبدون كید وریا از دریا گذشته باینطرف لشکرگاه سازید و با پسر عموی خود سردار
محمد یعقوب خان که هر دو شاهزادگان نامدار میباشید تقابل ورزید البته داد مردانگی
داده اسم بزرگان را به نیکی بالای خود گذاشته باشید نشانه بران جانب شاهزاده والا گهر
جائی تنگ ومیدان جنگ نمی باشد و اینطرف دشت بزرگ و میدان وسیع ومیدان نبرد است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
