BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 282

Page 282

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 282 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۲۳) پادشاهان متاخر میزد وفغان می کرد که عالمی را فغان وی فرو گرفته بود و گوش فلك را کرمی نمود چنانچه شب ها از غوغای دریا خوف به مردم سپاه بیدار شده بود و پرا کنده میشدند زیرا که اول بهار موج دریا و بسیاری آب بود و فرصت در آنوقت بود و بی دست یاری کشتی و نا خدا ممکن گذشتن نبود گویا سد شدیدی فی مابین دولشکر بود هر گاه نادر ثانی وسردار خود پسند خود رای نمی بودند همین آب دریا که سنگر بزرگ بود مدت شش ماه در مقدمه تاخیر می انداخت ولشکر کابل میرسید امید فتح کردن داشت لاکن لازم شد که دو سه کلمه تکرار از سردار محمد عزیز خان نادر ثانی تحریر دارم بعد ازان سر مطلب باز گردم مقصد که سردار مذکور در خود پسندی ثانی نداشت اول آنکه سردار محمد سرور خان برادر بزرگی دویم در امور جاهلت صاحب اعتدال سوم خود نادر ثانی زیر دست و فرمان بردار چهارم امر وفرمان سر کنار بهمین منوال لازم که يك کاسه آب بی امر سردار محمد سرورخان نخورد چه لازم که فرمان او را وقعی نگذاشته برخلافشان عمل دار داخصل از ان اسم خود را نادر گذاشتن بكدام عقل وبكدام شمشير ومیدان داری کردن پس ظاهر شد که دیگر تحریر نشود و قلم دو زبان را ازین فقره نامناسب باز کشیده بجانب مطلب باز رویم واز رویداد و گذارشات قلم را بيم قبل ازین از ورود اشکر هرات بسر کردگی سردار محمد یعقوب خان در فراه تحریر نموده بودم اکنون در شهر فراه بجهة امورات لشکری چندی توقف داشتند لاکن به چهار منزل از فراه بعضی اشکر یان خود را حرکت داده بودند و متوجه اخبارات قندهار بوده یومیه تحقيقات بعمل می آوردند تا اینکه لشکر قند هار در كشك نخود وارد شدند دوسه روز دیگر گذشت تحقیق شد که لشکر مذکور در لب دریای گرشك رسيده خیمه و خرگاه برپا کردند چون این خبر حضور سردار محمد یعقوب خان وفرا مرز خان سپه سالار رسید بعدازان از فراه حرکت کرده بسرعت تمام با اشکر جرار وافواج خونخوار خودرا در گرشك رسانيدند و در مقابل دشمن فرود آمده خیمه و بارگاه باوج ماه رسانیدند اما در پای گرشك مابین دو لشکر سد سدیدی بود زیرا که بی دستیاری کشتی ممکن گذشتن نبود فرامرز خان سپه سالار که شخص کهن سال وسیاه پیشه وجنگ دیده وجنگ آزموده بود چون دریا نظرا فیکندند و فوج آنرا دیدند متفکر شدند زیرا که موجش سر بفلك كشيده و سبازی آبش عالم را فرو گرفته متحیر مانده و بحيرت افتادند وبغم فرو رفتند ازان روی که جنگ دیده بودند پيك خیال را بهر جانب دواندند که هر گاه تو قف کنیم و تحمل داریم ممکن است که عنقریب لشکر دارالسلطنه کابل برسد ویقین که سر کرده صاحب تد بیر همراه باشد بعدازان کار بمان دشوار افتد و هرگاه تعجیل کنیم و بخیال مقدمه حرکت فرمائیم دریای گرشك در مقابل اشکر طرفین سد سدید است و در این فرصت گذشتن بسی دشوار اکنون معالجه این امر دشوار تدبیر است نه شمشیر باید است بدامن تدبیر زده شاید کاری از پیش بریم زیرا که از انبوه اشکر يك تدبیر نیکو بهتر است . مثنوی بيك تد بير نیکو آن توان کرد که نتوان با سپاه بی کران کرد بشمشیر از یکی تا ده توان کشت برا ئی لشکر ی را بشکند پشت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 282. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/282 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/282
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record