Machine transcription
( ٢٤٢)
لشکر دشمن شدند و گردا گردشان را لشکر ترکستان گرفت که اصلا بخود ندانستند سلام کردند
و به امر سردار فیض محمدخان از طریقه سپاهی گری اینگوشه نشستند و بحال پر اختلال خود ندانستند
و از جانب دیگر از دره سنجن چهار هزار سوار از تکیه از کوتل فرود آمده بخیال آنکه پشت لشکر
کابل را بگیرند از ینطرف بندگان سردار عبدالرحمن خان پسر کردگی سردار
محمد یوسف خان لشکری با توپخانه قاطری فرستاده بودند که سد راه لشکر ترکستان شده
بلکه قرار دشت ادبار بدارند از قضای الهی لشکر ترکستان غالب آمده لشکر کابل را شکست
فاحش دادند چنانچه شکست قريب باردو رسيدند وقلیلی لشکر که عبارت از شش عراده توپ
و سه پلتن و سه ر جمنت رساله بحضور سردار عالی مقدار سالار اشکر کابل باقی مانده بود اضافه
بران از دنبال مردم کوهستان که در جاده نمك حرامی قدم زده بودند لب دریای کوهستان را
چنان سد بسته بودند که گویا با سکه مرغ بال دار پر نزند اما سردار سالار با غیرت
که تکیه برضد اپر الهی کرده بود با وجود این همه شکست و خرابی که بحضور ملاحظه می فرمود
باك نمیداشت و چون کوه پا بر جاء بود و مردانه در میدان رزم قدم استوار داشت و خود را
بخداوند سپرده بودند بهر حال یکساعت بهمین پریشانی گذشت وسردار فیض محمد خان که
در بغل کوه بچه بالای سنگ بلندی نشسته دوربین بدست تماشا می کرد و لشکر خود را ترغیب
بجنگ می نمود ذوقی کرد لا ان خواجه میفرماید .
شعر
نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند
نه هر که آئینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد وتند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
خلاصه کلام از تقدیرات ازلی توپ چی حضور سردار عبدالرحمن خان سردار فیض محمدخان را
بتوپ نشانه کرده آتش داد گلوله توپ بسنگ بزرگی خورد که سه قدم از سردار
فیض محمد خان فاصله بود توته بزرگی از سنگ بضرب گلوله توپ جدا شده درران سردار
تکر خورد که از بالای سنگ بزیر افتاد وفورا جان بجان آفرین سپرد وحق بجای خود قرار
گرفت و عهدی که با کلام الله شریف بسته بود مطابق آن نتیجه دریافت و بگزای اعمال خود رسید
هر آنکه زاد بناچار بایدش نو شید
ز جام دهر می کن و من عليها فان
در این باب شاعر میفرماید .
فرد
نیکومثلی است آنکه هر کس بد کرد
نه بادگری نکرد هم با خود کرد
رباعی
غره چه شوی به مسکن و کاشانه
در عمر که هست حا صنش افسانه
در خانه مرضری چه افروزی شمع
در رهگذر سیل چه سازی خانه
فرد
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
بهر حال سخن بطول انجامید و مطلب باز ماند سرسخن باز گردیم و رویداد مقدمه را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
