Machine transcription
(٢٤٣)
انجام دهیم لهذا چون سردار فیض محمد خان بقتل رسید به يك باره بزرگان حضورش
بشورش جمع آمدند و خلق زیادی از لشکر یان گرداگردش گرفتند ازین طرف سردار
عالی وسالار صاحب غیرت که در صف لشکر قلیل خود مردانه ایستاده بودند با و جود یکه
دوربین بدست بهر جانب نظر می افگندند وملاحظه میفرمودند از گردشدن لشکر ترکستان
بدور سردار فیض محمد خان متحیر ومتفکر مانده فکر می زدند و بزرگان حضور هر کس
سخنی عرضه داشت می کردند که ناگاه غوغا بلند شد وافواج کابل که پنج فوج از
نا چاری و گرفتاری قبل از دو ساعت گویا از دولت خداداد رو گردان شده سلام کرده بودند
و به گوشه نشسته انتظار امر سردار فیض محمد خان می بردند چون قضیه بر عکس افتاد فورا
از جای برخاسته چپاول زدند و دست اندازی کردند وبحضور سردار تاج بخش عرض گناه
از لاچاری خود آدم فرستادند وازقتل سردار فیض محمدخان عرضه داشت نمودند و از فتح
مبارك باد گفتند لهذا قتل سردار فیض محمدخان بهر دو لشکر ظاهر شد و لشکر ترکستان که
سراسر فاتح نموده بودند شکست غیبی خوردند و دل شکسته شدند و دست از جنگ باز داشته
فراری شدند لشکر کابل که شکست فاحش یافته بود در حال چون شیر غران و ببر پیمان
به لشکر ترکستان افتاده قتل بسیار نمودند و بعد از آن دست به تاراج ماندند و بجانب
لشکر گاه ترکستان که تخمینا از یک فرسخ از جنگگاه دوری داشت روانه شدند و فوج فوج
بتلاش تمام خود را رساندند و از نقد و جنس واسپ واشتر و خزانه و غیره اشیا فراوان از
خیمه گاه لشکر ترکستان به یغما بردند اکنون از چهار هزار سوار از بکيه و جانب سنجن که در
دشت لشکر کابل را شکست فاحش داد نزدیك لشکرگاه کابل گیرو دار داشتند در
اینوقت از دست لشکر کابل گوك شکار شده تمامی شان به چنگ افتادند ودستگیر
شدند خلاصه کلام پنج ساعت مقد مه طول کشید واز کشته وزخمی یکهزارو هفتصد نفر بقلم
آمد بسیاری آن از لشکر کابل بودند که در دشت ایستاده جنگ می کردند واز ضرب توپ
وتفنگ لشکر دشمن بقتل رسیدند ولشکر ترکستان در کوه بچه و تپه بلندی بودند کمتر
کشته وزخمی شدند بهر حال هرگاه از اسیران لشکر ترکستان تحریر کنم از شار بیرون
واز حد افزون است لاکن سردار خداجوی از کمال بزرگی وصاف دلی و اعتقاد تمام جمع
اسیران را باز داد و عمله را آزاد فرمودند که بجانب اوطان خود بروند وقاتلان (مقتول)را در مدت
پنج روز کفن کرده باخاک سپردند وزخمی ها و مجروح ها را بجراحان
فرمودند که بخوبی ودرستی معالجه بدارند واشخاصیکه در هم چنین موقع
باريك که سرا سر خطر بود نمك حرامی نموده بودند وسزا وار قتل داشتند زیرا که کمر
بخرابی دولت خداداد بسته بودند مهربا بخشیدند واز گناه بزرگشان گذشتند وعفو فرمودند
ومرحمت بزرگانه دربارۀ شان بادلرسا نیدند اضافه بران مهربانی کردند ومرحمت نمودند
خلاصه کلام که بندگان سردار باوقار از طریقه بزرگی احدی را سرزنش نفرمودند وتعذیب
نیکردند و همه را از حضور عفو ساختند و بکمال شجاعت اضافه بران با هريك نوازش و مهربانی
فرمودند بعد از امورات متفرقه و آزادی گناهگار وعفو نمودن خلق الله بقرار قوه بشری
سجدات شکر بجای آوردند و بدرگاه ایزد متعال زاری وتضرع وفروتنی کردند زیرا که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
