BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 24

Page 24

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 24 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۷) افغانستان بنام نامی شان زده شد و خطبه سلطنت باسم سامی شان در تمامی شهرهای افغانستان خوانده شد بعد ازان شکر خداوندی را بجا آورده رجوع به سلطنت کردند و متوجه امور افغانستان شدند و شکست و ریخت که در زمان فرنگی دست داده بود و دویه سال مردم افغانستان خصوص اطراف کابل از کشت و زراعت مانده بودند همه را از حضور سررشته دادند متوجه احوالشان گردیدند و بهر کدام تحايف داده نوازش فرمودند چون قدری از جانب آنها آسوده خاطر شدند ثانی اشخاصی که در غیبت سرکار ذوی الاقتدار بحضور وزیر محمد اکبرخان وغیر آن خدمت کرده بودند و خدمت های بزرگ بجا آورده سزاوار احسان بودند بنوازشات شاهانه سرافراز وممتاز گردیدند و هريك مطابق خدمات شان بمنصب و بزرگی رسیدند اکنون از زوال ورود انگلیس در کابل که سنه یکهزار و دوصه وپنجاه و دو هجری بود تا باز گشت امیر کبیر امیر دوست محمدخان از محبوسی هندوستان تخمیناً سه سال بيش وكم گذارش یافت و درين همين مدت چقدر زحمت محبوسی که در بخارا و بعد ازان در هندوستان بندگان سرکار همایون دیدند و کشیدند شرح رویداد آن بسیار است اما سزاوار تحریر ندارد تا سخن بطول نیانجامد بهتر است که بجای زحمت کشیدن براحت رسیدن داخل کتاب شود و از فضلات ایزدی ومرحمت پروردگاری و کرم خداوندی نوشته شود و فرحت و خورسندی حاصل صاحب دولت گردد و شکرانگی خداوندی را بجا آورده و شکر گزار درگاه الهی شود زیراکه دوباره صاحب تاج و تخت افغانستان گردانید لیکن در آنوقت سنه يكهزار و دوصد وپنجاه وپنج هجری بود که بر تخت سلطنت بر قرار شدند و صاحب تاج و نگین گردیدند هر چند که در آن ایام از سلطنت نام بود و نشان کمتر بود چنانچه سرکار بلند اقبال بنام امیری در افغانستان داشت اما دولت افغانستان خراج و بزرگ نبود و پادشاه مذکور از پی جایدادی که دولت بود چنانچه مصارف لشكر ومخارج صاحب کشور نمیشد و بیزار جرثقیل و تردّد بسیار دخل و خرج مقابل می آمد باین طریق که قندهار بتصرف سردار کهندل خان و برادران مذکور بود برادران شان اول سردار کندل خان که بزرگ وحاكم قندهار بود دوم سردار مهردل خان وسوم سردار رحمدل خان چهارم سردار شیر افضل خان بودند که امرو نهی ولایت بخود آنها تعلق داشت و عهد و دیناری پادشاه را یاد آوری نمیکردند و دیگر هرات باختیار سردار سلطان احمد خان برادر زاده سرکار والا تبار بود که از جانب دولت ایران صاحب حکومت شده بود و خودرا وولایت خود را از ایران میدانست از افغانستان باوجودی که برادر زاده و داماد بود اصلا ذات امیر کبیر را منظور نمی کرد که انشاالله تعالی در وقتش شرح رویداد هرات و تصرف نمودن امیر دوست محمد خان هرات را تحریر خواهم کرد و از ان گذشته چند برادر سرکار که یکی سردار سید محمد خان ودوم سردار سلطان احمدخان وسوم نواب جبار خان و باقی دیگران در کابل بودند و مبلغ های خطير تنخواه خور بودند خصوص سردار پیر محمدخان که خود را بزرگ میدانست و برادر دولت عظیم نخواه کویا می گرفت اکنون هرگاه ازین فقره گزارشات

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 24. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/24 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/24
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record