Machine transcription
( ۲۱۸ )
آریانا حمل ۱۳۳٤
سردار سالار دلاور سردار عبدالرحمن خان که در جنگ چون شیر شرزه بود و در دلاوری چون رستم زال بعد از ان که فتح حاصل نشد تاب و طاقت آن برعسکر آن شمشیر زن میدان نبرد باقی نمانده بیاری باری تعالی لشکر ظفر اثر را بالای صف لشکر حمله ور ساخت وبوجود مبارك با لشکر خود بسنگر دشمن در آمده مدت یکساعت درون سنگر جنگ مردانه کرد و با تیغ و خنجر جگر شکاف با همدیگر در افتادند و از کشته پشته ها ساختند تا آنکه بلشکر قندهار تاب و طاقت باقی نماند و از سنگر برآمده فراری شدند :
قطعه
گر شود ذرات عالم پیج پیج
با قضای ایزدی هیچ اند و هیچ
چون قضا بیرون کشد از چرخ سر
عاقلان کردند جمله کور و کر
ماهیان افتند از دریا برون
دام گیرد مرغ پران را زبون
این قضا باوریست سخت و تندخو
خلق عاجز چون بود در پیش او
خلص کلام لشکر قندهار چنان پراگنده احوال فراری شدند که در سه ساعت آثاری از ایشان سوای کشته و زخمی باقی نماند و الفزار گویان بجانب قندهار روانه شدند ولشکر کابل با فتح و فیروزی سنگر ها را تصرف کردند و ارادۀ سردار فتح محمدخان را به تاراج بردند و بخیمه گاه خود آسوده و برقرار نشستند سه روز دیگر توقف شد تا مقتولان دفن شدند و زخمی ها را به لشکر گاه آورده و بجراحان قابل سپردند تا معالجه بدارند و باقی شکست و ریخت و خیمه و بارگاه سردار فتح محمدخان که بر جاء مانده بود بتصرف دولت خدا داد درآوردند و بفتح و فیروزی و بدولت و اقبال از جمیع امورات لشکر فارغ شدند و بدرگاه الهی شکر گذار شده سجده شکر بجا آوردند روز دیگر بدستور قین خداوندی با دل قوی و حوصله شگرف و مردانگی تمام و دلاوری مالاکلام از منزل مذکور حرکت فرمائده بجانب دشمن مرحله پیما گردیدند و راه مقصد پیش گرفتند یکی دو منزل رفته بودند که خبر ورود سرکار امیرشیرعلیخان گوشزد سردار محمد اعظم خان و سردار سالار شد چنانچه سرکار امیر شیرعلیخان با دریای لشکر در حدود کلات آمده لشکر گاه ساخته اند و ارادۀ پیش آمدن بخاطر دارند لاکن تلاش سرکار امیر شیرعلیخان اینکه زودتر بلشکر سردار فتح محمدخان ملحق شوند که جنگ انبوه شود:
هر چه دلم خواست نه آن میشود
هرچه خدا خواست همان میشود
باری چون سرکار برگشته اقبال در حدود کلات رسیدند و خیمه و بارگاه برپا کردند ساعتی نگذشته بود که شکست سردار فتح محمدخان رسید ازین شکست سرکار اشرف بیکباره دل شکسته شدند و غمگین گردیدند چنانچه طاقت حرکت کردن باقینماند و در همانجا توقف کردند و آماده جنگ شدند و انتظار ورود لشکر دشمن بودند تا اینکه افواج ظفر امواج کابل چون سیل بی گمان بيك منزلی کلات رسیدند روز دیگر از آنجا حرکت فرما شده در مقابل لشکر قندهار فرود آمدند و بارگاه و سراپرده ها بر پا کردند و برقرار نشستند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
