Machine transcription
(۲۱۷)
و بمصرف افسران مقرب پادشاه میدهند تا آسوده خاطر میگذرانند بهمین منوال در باره سپاه
نوازش و مهربانی میدارند و خرسندی سپاه را خواهان اند اما این هر نامزدشین یا نزديك
به نماز عصر یا چند نفر خاصان حضور از ارگ باه بر آمده بجانب لشکر وسپاه پیاده خرامان
خرامان بخیمه گاه اوشان رقعه صفت را درانه کرده سوال میکنند که امشب چگونه طبخ
کردید وکی تناول میکنید بلکه بعضی اوقات از طعام شان خواه خام خواه پخته باشد جهت
وصیت خواهش میکنند و همانجا بحضور سپاه تناول کرده بخنده میرفتند و به بعضی انعام میسودند
مقصد که همچنین رفتار باسپاه میکردند وسپاه را بخود زر خرید مینمودند اکنون سر مطلب باز
گردیم روز چهارم از غزنین مکمل ومسلح حرکت فرموده روانه شدند هرچند در غزنین
پنجروز امر توقف بود چون خبر دشمن بتواتر رسید روز چهارم حرکت فرما شدند و توقف
را جایز ندانستند بهرحال منزل زده وارد مقرشذند چون سردار فتح محمدخان در منزل
اولسنگ رباط لشکر گاه کرده سنگری بودند بنابران به مصلحت دید سردار محمد اعظم خان
که مصاحب ده پیر و دور اندیش بودند بجناب قندهار صلاح ندیدند و فرمودند
که هرگاه بجانب قندهار روانه شویم سر کار امیرشیر علیخان از پیش رود و ازدنبال
سردار فتح محمدخان حمله ور میشوند ولشکر ظفر اثر در مابین میگیرند . بهتر آنست که
فردا در مقابل سردار فتح محمدخان رفته لشکر گاه سازیم وجنگ دواندا زیم تا خداوند
چیزیکه خواسته باشد بظهور خواهد رسید و سر نوشت ازلی ظاهر خواهد گردید باری چون
شب گذشت و فرداشد ازمنزل مقر کوچیده با توکل خداوند در او لسنگ رباط مقابل لشکر
فتح محمدخان فرود آمدند وخیمه وبار گاه برپا کردند یکروز از جانبین توقف شد روز
دیگر درمقابل همدیگر نیز توقف کردند باری درمقدمه درکی کرم وزحمت که بجنگ شده
بود درقید تحریر درآورده بودم که چندین مقدمههای كوچك را داخل كتاب نكرده درفصل
قرار نداده بودم چنانچه مقدمة هذا نیز درقید فصل نیا ورده از جمله جنگ های ضر و ری
محسوب است ودانسته خرد مندان روزگار نمودم که ایراد نگیرند ودر عبارة محرر کتاب
بدنگویند وسرزنش ندهند مختصر کلام دوروز در مقابل همد یگر توقف کرده جنگ
اندا ختند « روز سوم از دو جانب آواز کوس و کرنا بر آمد »
مقدمه اولسنگ رباط وشکست لشکر قندهار وفتح کردن افواج کابل
چنانچه بعداز آواز کوس و کرنا ازدو جانب افواج ظفر شکوه در مقدمه جای صف بسته وصف آرائی
کرده انتظار فرمان جنگ بودند تا اینکه از دو طرف حکم جنگ داده شد وجنگ پیوستند و جنگ
درانداختند وبضرب توپ وتفنگ زمین معرکه را قیر گون نمودند و زلزله در گنبد دوار
افگندند لاکن لشکر قندهار سنگری بودند واز درون سنگر مقدمه میکردند چنانچه از طلوع
آفتاب تا ساعت یازده بجه روز با توپ وتفنگ پیوسته بود ومردانه میکو شیدند ودلا و رانه
جنگ میکردند و سرموئی در جنگ تقصیر نمیکردند وحمله مردانه می نمودند ودر غیرت
ومردانگی داد غیرت ومردانگی میدادند اما بطرفین فتحی حاصل نشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
