Machine transcription
(۱۲۸)
برگشت و در مقابل عیال غیرت کرد و شکست یافت همان کردار باعث خجالت مذکور
شد و برای مذکور مرگ افضل بود واکنون که سرکار والا تبار هنوز در مقابل
سردار محمد امین خان نرسیده و تقابل نشده خصوصیت حق بین سر کار راجع بصلح است شاید
و بفضل خداوند انجام صلح بر پا شود و فتنه انگیز سیاه روی گردد و کار اصلاح پذیرد و خواهش
ارجمندی سردار محمد علیخان بظهور برسد زیرا که از کمال خداجویی و صله رحم طالب
صلح است و خرابی کاکای خود را و بدنامی سرکار والا را نمیخواهد لاکن شیطان
فتنه انگیز سردار محمد شریف خان که طالب جنگ و راغب بخرابی دولت است نمیخواهد
فورا لشکر کشید و مقدمه کرد که شاید در صلح بسته گردد و اسباب نفاق آماده شود تا اینکه
از نیت خالص سرکار شکست فاحش یافت و خجالت زده راه فرار پیش گرفت چنانچه از اقبال
پادشاه از مقدمه ایشك آقاسی خوشدل خان که خرد سال است و یکنفر خرد سال کجا
و سردار محمد شریف خان برادر سرکار کجا بعد از ان یکنفر شخص کهن سال تجربه کار
در لشکر پیش خانه احمد علیخان نام بود که گویا از غیرت رولاوری وی که صاحب تدبیر بود
و بيك تدبير نيكوهم چنان لشکری را شکست کلی داد و فرار دشت ادبار نمود پس ظاهر است
که این فتح های نمایان از فضل خداوند است و نیت صافی نهاد سرکار اشرف است و شکست
سردار مذکور از طینت بدو فعل شیطان است که در ضمیر مذکور جای گرفته است و ممکن
نیست که اینکار اصلاح پذیرد زیرا که عنان اختیار سردار محمد امین خان کلیه بتصرف
سردار محمد شریف خان است بنا بخواهش ارجمندی سردار محمد علیخان که خیر خواه
طرفین است بندگان سرکار سخن میکند بهر حال توقع سرکار از شما خدمتگاران
حضور آنکه بدون كيدورباء و بدون خوف ورجاء و بدون تقیه جواب سرکار والا
تبارا لحق وراستی بدهید و هرگاه نفاقی از سرکار ظاهر شده باشد و دیده باشید
و یا شنیده دارید بدون رياء و بدون خوف ظاهر سازید زیرا که انسان از نسیان وسهو
وخطاء خالی نیست تا سرکار والا با برادر خود دانسته شود و خود را نگاهدارد زیرا
که این فرما ن سرکار خاتمه کار است و دیگر جای تدبیر باقی نمانده خصوص
سردار محمد علیخان را خطاب میکنم که هرگاه چیزی بخاطرش برسد بد ون مضایقه
بعرض اقدس برساند و خوفی ندارد بل ظاهر است که فرزند سرکار است و جای نشین
و صاحب اختیار دولت خداداد است نهایت خردسال است و تجربه کمتر حاصل کرده خصوص
با عموهای خود نرسیده و صحبت نکرده و از طینت شان اطلاع ندارد و بنا بر ان بندگان
اقدس اظهار میدارم تا دانسته فرزندم شود و از شمایان که خدمتگـار قدیمی و نمك خوار
صمیمی سرکار اشرف هستید و بندگان ما با شمایان اعتماد کلی دارد جواب با صواب
میخواهم اکنون سخن سرکار تمام شد و بعد ازین هم جای تدبیر باقی نمانده با شمایان
لازم دارد که فکر خود را يكجا کرده جواب سرکار را میگوئید لهذا ارکان
دولت با تفاق عرضه داشت نمودند که از دارالسلطنه و شهر کابل تا حال چقدر رویداد که
از طرفین بظهور رسیده ما بندگان صداقت کیش از روی صدق وصفا وبدون كيدورياءقسم
میخوریم که بذات پاك خداوند که واقف سر والخفیات است که فرمان بندگان سرکار حق
وصدق است و در صدق فرمان بندگان اقدس فتح کلات از میال و فتح دوم از پیش خانه شاهد است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
