Machine transcription
(١٤٧)
خود رفتند یکصد و نزده نفر از کشته و زخمی و محبوس بتصرف لشکر ظفر اثر جنگجوی
در آمد بعد از تحقیق محبوسین و کشته و زخمی شبا شب بحضور پادشاه ثبت بغیر وجه الست
بروز عریضه نمودند و باقی مانده شب را بکمال خرسندی بروز آوردند لا کن قومی را که
خداوند ذلیل و زبون گرداند قبل از ظهور مطلب نتیجه او را ظاهر نشان میدهد تا خلق دیگر
دیده از وی عبرت گیرند و تا خود قوم شاید از ان کردار پشیمان شوند چنانچه لشکر
سردار محمد شریف خان قبل ازین از شکست کلات از دست عیال سردار فتح محمد خان
باید عبرت میگرفت و دیگر پیرامون اینکار نمیگشت تا اینچنین بار دیگر رسوای عالم
نمی شد و از دست لشکر پیش خانه شکست فاحش نمییافت خلاصه کلام قریب نیم ساعت بصبح
مانده خبر فتح بلشکر پادشاه قوی شوکت رسید و بحضور سر کار ذوی الاقتدار منظور
گردید در همان حین بندگان اقدس از خواب برخاسته بودند که عریضه از حضور گذارش
یافت و اطلاعاً بفرموده سردار سالار کن هفت توپ زدند تا جمیع لشکر ظفر اثر آگاه شوند
بهر حال فرداشد و بامر پادشاه از منزل مذکور حرکت فرمایدند و چون خرشید تابان روانه
شدند تا اینکه وارد منزلگاه شدند و بپت ارگاء سلطنت بخیمه ی رسیده برتخت دارایی
نشستند بعد از برقرار شدن بندگان اقدس ایشك آقاسی خوشدل خان و احمد علی خان صاحب
اختیار با سرکردگان دیگر بحضور سر کار اشرف اقدس رفته سلام کردند و به آداب تمام
ایستادند بعد از ان پادشاه کیوان شکوه بزبان گهر بار توصیف و تمجید بسیار درباره مذکور ان
فرمودند و نوازشهای شاهانه و مرحمت های بیگرانه درباره يك يك مرحمت کردند و خلعت
انعام عطا نمودند و بلشکر پیش خانه که دلاوری و مردانگی کرده شمشیر زده بودند یکماهه
تنخواه بخشش فرمودند و امر کردند که محبوسان لشکر سردار محمد شریف خان را
بحضور انور پادشاه ظل الله منظور بدارند بعد از منظور شدن و بحضور حاضر شدن بندگان
اقدس اشرف والاتبار درباره محبوسان نوازشهای خسروانه نموده است و اسباب شان
که بتاراج رفته بود و در نزد هر کس از سپاه پیش خانه که تاراج کرده بودند بقیمت تمام خریده
واپس بصاحبانش دادند و اضافه برای هر نفر پنجروپیه تا بلشکر گاه قندهار رسیدن مخارج
دادند و از حضور مرخص فرمودند و عنان اختیار را بخودشان امر کردند که هر کجا میروید مختارید
کسی بشما مزاحم و غرضدار نمیشود از حضور سرکار آزاد میبا شید بعد از محبوسان
کشته گان را امر بدفن فرمودند و زخمیها را بمریضخانه فرمودند که جراحان یومیه رفته
معالجه نمایند بعد از ان بدولت و اقبال در تخت زرنگار نشسته طعام تناول فرمودند
بعد از ساعتی روی ببار کرایه مجلس حضور کرده بزبان در و بار جاری کردند که ای بزرگان
دربار شمارا بخدا قسم میدهم که بدون خوف و بیم سخن کنید واز حق نگذرید
و سردار محمد علیخان که فرزند و جای نشین بندگان اقدس است اورانیز با شما همدست
و همزبان میفرمایم که سخن راست چیده بدون خوف و بیم باتفاق شما بعرض اقدس برسانید و نیکو
ملاحظه کنید که گناه سرکار چیست و در حق برادران از حضور سرکار چه بدی رسیده باشد
که اینچنین حرکات غیر مناسب درباره سرکار میدارند قبل ازین سردار محمد شریف خان
بالای کلات لشکر کشید و با عیال تقابل ورزید و خواست که کلات را مسخر کند عاقبت شرمنده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
