Machine transcription
- ١٥٦ -
موجود باشد ؛ پس دادن آن مال بصاحبش واجب است . هرگاه
هلاك شده بود ؛ اگر آن مال از مثلیات است ؛ مثل آن مال
واگر از قیمیات است ؛ قیمت آن مال را تضمین میکند و اگر مثل
بيع وهبه يك سبب مشروع درمیان باشد و یا بضرورت است مال
دیگری را گرفتن جائز میباشد . مثلاً : شخصی از گرسنگی
بدرجهٔ هلاکت رسیده باشد ؛ جائز است که مال دیگری را بی
اذن صاحبش گرفته بخورد .
قاعدهٔ نو دو هفتم :
تبدل سبب تملك ، قائم مقام تبدل آن است . یعنی اگر در سبب
تملك تغيری حاصل شود ؛ آن چیز متبدل شناخته میشود .
سبب های تملك در احکام شرعیه سه است :
يکم : نقل ملك است از ملكيت يك مالك بمالك ديگر . مثل
بيع وهبه .
دوم : خلیفت است كه يك شخص و یا اشخاص متعدد را
در اموال خلف میسازد ؛ مثل ارث .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
