Machine transcription
— 155 —
او را بفروشند و به ثمن آن تجهیز وتکفین بنمایند و باقی ثمن را
بورثه بدهند . ضرورت از قواعد عمومیه مستثنی است .
مثال دیگر ؛ شخصی زن خود را یا مادرش یا پدر و یا پسرش
بدون نفقه ترك نموده بملکی رفت . آنان از پول ودیعه که برنزدشان
موجوداست ؛ قدر معروف ومقدار کافی میتوانند ؛ برای نفقۀ
خود شان بگیرند . در ینصورت ضمان برعلیه شان استحساناً
لازم نمی شود .
مثال دیگر : پدر یا پسر مریض هر گا ازمال مریض بدون اذن
آن چیزیکه برای مریض لازم است . بخرند جایز است .
قاعدۀ نود و ششم :
هیچ کس نمی تواند ؛ بدون سبب مشروع مال شخصی را
بگیرد ؛ بناءً علی هذا کسیکه بی سبب مشروع مال دیگری را
گرفته است ؛ غصب وسرقت و یارشوت شمرده می شود .
هرگاه گرفت ؛ در نظر شرع منیف ظالم وغاصب وغیره شناخته
خواهد شد ومالی که گرفته است هرگاه اگر بدست آن شخص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
