Machine transcription
۴۵
دگر چه چیزیست که او را مدد رساند؟ طفل دیگر چون
بسن سه و چهار سال قدم نهاده بود، ناچار بره رفتن
مجبور بود. گریه کرده و فریاد زده و نعره کشیده و
یخ بستم گفته براه میرفت. در نعره زدن و فریاد
کشیدن حق داشت. چون که با پاپوشهای پاره
پاره که جراب را گاهی ندیده بر سر برفهای چون
زمهریر و یخهای چون زنجیر در تگ و پو بود. از
شقهای زیر جامهٔ پاره پارهاش چهرهٔ حزین نکبت
و فلاکت نمایان می شد! ...
دران روز در کوچه و بازار بیحد باد تند سرد
دگر هیچ کس در گردش نبود. در هر طرف
سکوت و تنهای حکم میراند. در آن روز
عالم از دست برد زمستان مشابه مزارستان
می نمود. ...
فقیره زن که از شدت برد قلبش مانند برگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
