Machine transcription
۱۲۱
را شگفته گفت در پهلویم یک چوب کلفت را بگذارید.
تا پرندگان و درندگان را از خود دفع نمایم، شاگردها گفتند
که شما احساس نخواهید داشت، آنگاه دانا گفت که
هرگاه احساسم مفقود باشد از شکستن استخوانم و از
گسیختن اعضایم چسان متاذی خواهم گشت"
فهمیدی کسیکه زنده است و احساس ندارد، از مرده
بدتر است.
بنده - بهر کیف حاضر هستم.
طولی نکشید که بدنم لرزه گرفت. و یک چنان کیفیت
سرم حادث گشت که آنرا نیم خوابی میتوانم تعبیر نمایم.
بعد از فاصله این همه کوائف کسب ازالت نمود،
هرگاه بحالت سابقه خود غور نمودم یک چنان وجد و
کیف فوق العاده را درک مینمودم که بنده از اظهار
آن قاصرم، البته میتوانم فقط اینقدر بگویم که حالت
من بعینه مماثل حالت آن شاه پرگ بود که پوست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
