Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم
۷۸
استعارات دور از مطلبند -
(۴) بی اعتدالی دیگر تخیل این است که چیزیرا بدیگر چیز تشبیه می دهند ، باز تمام اوصاف و لوازم آنرا در آن ثابت کردن میخواهند، حالانکه مشبه با او هیچ مناسبتی را بهم نمی رساند، مثلاً "کمر را با "مو تشبیه میدهند و در عقب آن هر قدر اوصافی که موئی دارد همان را در آن ثابت می کنند. مثلاً ناسخ میگوید ؎
ابھی هرچند وه بت نوجوان ہے
سفید اُس کا مگر موی میان ہے
حاصلش اینکه :- اگرچه هنوز آن بت نوجوان میباشد مگر موئی میان او سفید است ، یعنی موی در پیری سفید میشود ، لاکن تعجب است ، که موی کمر معشوق فقط در همین جوانی سفید شده است ، بملاحظه "سیم بدن" بودنش موی کمرش را سفید گفته است یا مثلاً غنی میفرماید : ؎
دیدم میان یار و ندیدم دهان یار
نتوان بهیچ دید چو در دیده مو فتاد
بدیهی است، هنگامیکه در چشم موئی افتد، چون می خلد، باز چشم کشودن ممکن نمی شود، شاعر می گوید ، که من موی کمر معشوق را دیدم، ولی دهانش را دیده نتوانستم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
