Machine transcription
شعر العجم حصہ چهارم
۴۲
مگر شه نداند که در روز جنگ؟
چه سرها بریدیم در اقصای ننگ؟
بیک تاختن تا کجا تاختم؟
چه گردن کشان را سر انداختم؟
این اشعار در موقعی تحریر شده که سکندر مکتوبی بنام دارا نوشته و در آن کارهای مهم خود را باو خاطر نشان میکند، درین زمینه اگر وی صاف و صریح این امر بیان میکرد، که وی از کجا تا کجا رفته است، پس این حکایته چندان اهمیتی را حائز نمی نمود، حالانکه بآن قسمی که او خواسته است دیگر هیچ تفصیلی ترجمانی کرده نمی تواند بجز از همین اجمال :-
بیک تاختن تا کجا تاختم؟
بحث مفصل تخیل
اگرچه محاکات و تخیل هر دو از عناصر شعر پنداسته میشوند، لکن حقیقت این است، که اصلاً شاعری نام تخیل است، روحی که در محاکات دیده میشود فقط از طرف تخیل است، ورنه تنها درجهٔ محاکات بیش از نقالی نیست، عملیات محاکات این است، که هر آن چیز را که می بیند و یا می شنود. انرا توسط الفاظ عیناً ادا کند ولی یک ترتیب مخصوصی را درین دیدنی ها و شنیدنی ها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
