Machine transcription
۴۴۳ شعر العجم حصه چهارم
جهان بر شگفتی است گر بنگری
ندارد کسی آلت داوری
(۳) باین همه فلسفهٔ فردوسی نسبت بخداوند این است
که سوای این دیگر چیزی معلوم شده نمیتواند که ”هست“ و
”یکتا است“ و زیاده برین هر چیزیکه متعلق بذات و صفات
او گفته شود تماماً قیاسی است زیرا که ذات او بلند تر از
فهم انسانی است درین مباحث وی همرابی فلسفیان را
آرزو مند نیست و خودش فلسفه دانها را مخاطب کنان
میگوید : ؎
ایا فلسفه دان بسیار گوی
نپویم براهی که گوئی بپوی
فردوسی میگوید هر آن چیزیکه بدل و زبان ما می
آید و در خیال ما خطور میکند یا هر چیزی را که مشاهده میکنم
آن شیئی خدا نیست : ؎
ترا هر چه بر چشم بر بگذرد
بگنجد همی در دلت یا خرد
چنان دان که یزدان نیکی دهش
جز آن نیست و زین بر نگردان منش
بلاغت :- او بار ما علی العموم لحاظ بلاغت را بحیثیت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
