Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم ۳۳۲
مرغی چو همای دل من گشته شکارت شکرانه این صید تهی کن قفسی چند
از گفتن این سخن بوده که ای معشوق وقتیکه ترا مانند من یک عاشقی بدست افتاد پس ترا می باید که از دیگر عشاق خویش قطع تعلق کنی این مضمون را قرار فوق اداء کنان بسوی این قاعده مقرره نیز اشاره بهم رسانیده است که چون در موقع رسیدن کدام مسرت مردم بطور صدقه پرنده ها را از قفس رها میکند تو نیز که مرا اسیر دام محبت خود کرده باید بشکرانه آن تمام قفسها را خالی نمائی ۔
نیست ممکن که گریزم زغزالان خیال ورنه مجنون تو تنها تر ازین می بایست
عاشق از همه کس علیحدہ وجدا می باشد و عمر خود را در عالم خیال بسر می برد لہذا شاعر در شعر فوق ازین امر معذرت می خواهد که از آهوان خیالات تو گریختن ممکن نیست و الا من از آنها هم گریخته مقامی را گوشه تنہائی خویش میگرفتم که در آنجا خیالات هم بدو رو پیش من آمده نتواند ۔
شاعر این مطلب را که معشوق در سر مستی شراب بی تکلف می گردد اینطور اداء کرده است ۔
فغان که بند قبای تو باز خواهد شد که بادہ بے ادب افتاده و هوا گستاخ
ہنگامیکہ سردی ہوا اینقدر افزونی میکند که پاره مقیاس الحرارة مطلقاً از جای خویش بر نمی خیزد و آنرا درجه صفر می
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
