Machine transcription
۲۹۶ شعر العجم حصه چهارم
سر گوسفندی نتواند برید
دقت کنید که باوجود بودن الوان نعمائی پادشاهی فردوسی را بر آن شخصی رشک می آید ـ که در هم چه موقع یک گوسفندی را ذبح کرده بتواند ـ حالانکه بمقابله تکلفات و اسراف امصار و قدر و قیمت یک گوسفند چه خواهد بود ؟
در تذکرهٔ عبدالوسع جبلی در آتشکدهٔ آذر وغیره مرقوم است ـ وقتیکه سلطان سنجر به گرجستان رفت شخصی را در در جنگل دید ـ که اشترها را می چراند ـ و بمقابل او پنبه زاریست ـ اشتری خواهش کرد ـ که گردنش را بسوی آن دراز کند ـ آن راعی او را باز داشته این فقرات موزون از زبانش در عین زمان بر آمد :ـ
شتر صراحی گردنا دانم چه خواهی کردنا
گردن درازی میکنی پنبه بخواهی خوردنا
سنجر او را یک جوهر قابلی پنداشته با خویش آورد و بعد از چند روزی این شخص عبد الواسع جبلی گردید ـ
عبد الواسع اگرچه در دربار آمده به قالب دیگر شعرای ریخته شد مگر علی العموم در کلام او یک قسم سادگی مخصوصی و خود داری درستی مشهود می بود ـ معاصرین مانند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
