Machine transcription
۲۹۳
شعرالعجم حصه چهارم
عرفی در موقعیکه از غیظ و غضب از اختیار بیرون
رفته تا هم بیشتر ازین چیزی نگفته است :- ۵
با من از جهل معارض شده نا منفعلی
که گرش هجو کنم او بودش مدح عظیم
شخصی عرفی را بد رفتار گفته بود - وی در جواب
او قطعه را تحریر داشته که شعر اولش این است :- ۵
تهمت فسق بمن کرد یکی دور اندیش
کاید از صورت او معنی آدم برداشت
لطف درینجا است - تا وقتیکه شعرائی ایران در
ایران می بودند - از فحش گوئی و هجو سرائی دریغ نمیکردند
همین که در خاک هند داخل میشدند - زبان شان
مهذب میگشت و در ان موضوع چیزی نمیگفتند -
وحشی یزدی تا که در هند بود - زبانش از هجو و هزل
علیحده بود - همین که در ایران داخل شد - باز همان
بی نقط گفتن را آغاز کرد *
حکیم شفائی این چنین یک شخص صاحب مراتب
بود - که شاه عباس صفوی در عین سواری موکب
خود را بغرض تعظیم او استاده نموده و می خواست -
۵ بینقط گفتن کنایت است از تعقیب کردن خوی و سرشت و عادات اصلیه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
