Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم ۱۲
کرد که از عدم آن شعر منزله شعری خود را فاقد باشد نزد عوام
الناس آن چیز ”وزن“ است ، و از همین جهتہ مردم عوام کلام
موزون را شعر می نامند ، مگر فکر محقیقن این چنین نیست
و آنها حصہ ضروری شعر وزن را می پندارند اما بمذاق اوشان
عنصر اصلی شاعری وزن نمی باشد ۔
نزد ”ارسطو“ این چیز محاکات (یعنی مصوری) است“ و این
ہم صحیح نیست زیرا که اگر در شعری تخیّل موجود و محاکات مفقود
باشد ، آیا آن شعر ، شعر نخواهد بود ؟ هزار ہا اشعار موجود اند
کہ در آن عوض محاکات فقط تخیّل موجود است و با وجود آن
این شعر عمده پنداشته میشود، درین صورت شاید این طور
خواهند گفت که محاکات این چنین یک مفهوم وسیعی را دارا
است که تخیل از دائره آن خارج شده نمی تواند ، ازین جہتہ
تخیل نیز محاکات گفته میشود ، اما این مفکوره مبنی بر زبر دستی
است و در سطوراتی که ما تعریف تخیّل و محاکات را می نویسم
واضح میشود ، که این هر دو، دو چیز علیحده هستند ، اگر چہ
ممکن است که در بعض امثال سرحد هردو باہم اتصال
یابد ، حقیقتہ شاعری در اصل نام دو چیز است، محاکات
و تخیل اگر یکی ازین دو یافته شود ، پس شعر مستحق می گردد
که او را شعر بگویم ، اوصاف باقی آن کہ سلاست و صفائی و
1
وزن = معیار
احساس
2
ایک شعر
3
معنا
4
الفاظ
ساده در
وجدان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
