Machine transcription
قواعد فارسی اوّل
۳۲
صفات
۶۰ - صفت؛ اسمی است که؛ حال و چگونگی شخصی یا چیزی را
بیان کند . مثل : پست . بلند . سفید . سیاه .
چیزی که حال و چگونگی او بیان می شود . آن را موصوف
میگویند . مثل :
موصوف
درخت . . . . . . . .
دیوار . . . . . . . .
روی . . . . . . . .
موی . . . . . . . .
صفت
بلند
پست
سفید
سیاه
۶۱ - صفت؛ بر دو قسم است : سماعی . . . قیاسی .
صفت سماعی آنست که : جامد بوده از کلمه دیگر ساخته
نشده باشد . مثل : نیک . بد . سرد . گرم .
۶۲ - صفت قیاسی؛ آنست که : از کلمه دیگر مثل (امر) ساخته
شده باشد و چند ؛ نوع می آید :
(۱) بزیادت (نده) در آخر امر. مثل : زن : زننده .
(۲) بزیادت (الف و نون) 〃 〃 : زن : زنان .
(۳) 〃 (الف) 〃 〃 دان : دانا .
اول را اسم فاعل و دوم را اسم حالیه و سوم را صفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
