Machine transcription
قواعد فارسی اول
۳۳
مشبه گویند.
(۴) بزیادت (ار) در آخر فعل امر یا ماضی . مثل :
امر صفت ماضی صفت
پرست .... پرستار خواست ... خواستار
(۵) بزیادت (گار) در آخر امر یا ماضی یا اسم . مثل :
امر صفت { ماضی صفت { اسم صفت
آموز ... آموزگار { کرد ... کردگار { ستم .... ستمگار .
(۶) بزیادت (گر) در آخر اسم . مثل : زر ... زرگر.
این صیغه برای پیشه ورها خاص است .
(۷) بزیادت (های مختفی) در آخر ماضی و این را اسم مفعول
گویند اگر از متعدی بنا شود : { ماضی صفت
مثل { بست بسته
{ کشت کشته
وقتی که از فعل لازم بنا شود ؛ صفت مشبه خواهد بود.
ماضی صفت
مثل : { خفت خفته
{ نشست .... نشسته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
