Machine transcription
۹۲
عمید آنرا دید مگر چهره و وضع فرخی با شاعری مناسبتی نداشت
جسم ناموزون قمیص فراخ چاکدار و یکتف قبه دستار
خیلی تعجب کرد- ولی بلحاظ مروت و حسن اخلاق گفت خوب
من شما را بدربار امیر پیش میکنم لیکن اول شما در تعریف داغ گاه یک
قصیده نوشته بیارید و نقشه داغ گاه را با و گفت که گروه در
گروه سبزه زار میباشد هر طرف چشمه ها روان میباشند
احباب بی تکلفانه یکجا می نشینند و در عیش و عشرت و نغمه سرود
مصروف میشوند. امیر با پیاله باده می نشیند و یک طرف دور می
جاری میباشد و طرف دیگر بمردم اسب ها بخشش میدهد.
فرخی بست قصیده نوشته صباحش بخدمت عمید خواند
چون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار
خاک را چون ناف آهو مشک زاید بی قیاس بید را چون پر طوطی برگ بارد بی شمار
دوش وقت نیم شب بوی بهار آورد باد حبذا باد شمال و خرما بوی بهار
باد گویی مشگ سوده دارد اندر آستین باغ گویی لعبتان جلوه دارد در کنار
نسترن لولوی بیضا دارد اندر مرسله ارغوان لعل بدخشان دارد اندر گوشوار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
