Machine transcription
٤٣٥
فردوسی نظامی
بیامد وراروم وایران بحیز سوی تخت شد چون شتابند شیر
به مهتر اندر زمین داد بوس کمر بند و شمشیر بکشاد باز
پغان چون بود مردم چاپلوس برسم رسولان نه بردش نماز
ورا دید قیدافه بشناختش نهانی در آن قصر ز بینده دید
نپرسید و بسیار بنواختش بهشتی سراے فریبنده دید
بمی خوردن اندر گران مایشان زبس گوهرین گوش کردنشان
فزون کرد سوی سکندر نگاه شده چشم بیننده گوهر فشان
بگنجور گفت آن درخشان حریر ز تابنده یاقوت درخشنده لعل
بنشسته در آن صورت دلپذیر خرامنده را آتشین گشت نعل
به پیش من آور چنان هم که هست مگرکان ودریا بهم تاختند
به تندی برو هیچ میسای دست همه گوهر اینجا بر انداختند
بیآورد گنجور وبنهاد پیش زن زیرک از سیرت شان او
چودیدش نگه کرد زندا ز پیش در آن داورے شد هراسشان
به چهر سکندر نکو بنگرید که این کاردان مرد آئینه رای
ز آن صورت اورا جدا می ندید چرا شرط خدمت نیارد بجای
حصه اول شعر النجم ٦٠٠ مخدوم جانان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
