Machine transcription
٤٠٢
ز بس خون که گرد آمد اندر مغاک چو گوگرد سرخ آتشین گشت خاک
نهنگ خدنگ از کمین کمان نیاسود بر یک زمین یک زمان
سر بزرگ رنگینی و لطافت شاعری درین است که اشیای
غیر ذی روحرا صاحب ادراک قرار داده بآن افعال ارادیه
را نسبت میکنند مثلاً عرفی میگوید
نگفت و من شنیدم هر آنچه گفتند که در بیان نگهش کرد بر زبان تقدیم
بشر چو نوبت خویش از نگاه باز گرفت فتاد سامعه در موج کوثر تسلیم
یا مثلاً
راضیم از نگه شوق که گوید همه با از زبان آنچه دم عرض تمنا ماند
اگرچه متاخرین این طرز را خیلی ترقی داده اند و ازان اسلوبها
خیلی بدیع و لطیف و رنگین پیدا کرده اند مگر موجد این طرز
نظامی است در شیرین خسرو میگوید
نهان با شاه میگفت آن بناگوش که مولای توام با حلقه در گوش
چو سر پیچید گیسو مجلس آراست چو رخ گردید گردن عذرها خواست
بگویم غمزه را تا وقت شب گیر سمندش را برقص آرد بیک تیر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
