Machine transcription
۳۷۸
گفت تسبیح بخاک افکن زنار ببند سنگ بر شیشه تقوی زن پیمانه بنوش
بعد از آن پیش من آتا بتو گویم سخنی راه بنمایم اگر بر سخنم داری گوش
دین برافکنده و مدهوش دویدم در پیش تا رسیدم بمقامی که نه دین ماند و نه هوش
دیدم از دور گروهی همه دیوانه و مست از خم باده عشق آمده در جوش و خروش
بی می و مطرب و ساقی همه در عیش و سرور بی می و جام و صراحی همه نوشانوش
چون سر رشته ناموس برفت از دستم خواستم تا سخنی پرسم ازو گفت خموش
این نه کعبه است که بی پا و سر آئی بطواف وین نه مسجد که چنین بی ادب آئی بخروش
این خرابات مغانند در ورندانند از دم صبح ازل تا بقیامت مدهوش
نظامی اگر چه بدربارهای مختلف علاقه مندی داشت و مثنویها
هم بفرمایش سلاطین نوشته لیکن قصیده را از مدح پاک داشته
بمردم تعلیم نمود که این صنف نفیس شاعری هم بدرد دیگر امور مفیده
انسانیه خورده میتواند لیکن افسوس که بر نقش قدمش کسی نرفته
و قصائد الان نیز کما کان در چرک سوال و چاپلوسی آلوده هستند
در فضای مدارات رکاب
وفادونیا بخیال حبوط
خاک با هم متونا دونیا جبیں
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
