Machine transcription
٣٧٦
پیش تو کرده ام عیان حال تباه خویشرا تا تو نصیحتی بکن چشم سیاه خویشرا
سرزنشم مکن تو بی شیفته تر ز من شوی گر نگری در آئینه روی چو ماه خویشرا
ختن جمالی ای مه ز حبش چه نامدار تو بحر خطی خالی ز حبش کدام دار
حبشی منم نه در تن همه سوخت استخوانم ختنی توئی که در بر همه سم خام داری
حبشی است رنگ محنت ختنی است رنگ رویت تو میان ایندو کشور بکجا مقام دار
حبشی سفید نبود ختنی نمک ندارد تو نهایت سفیدی نمک تمام داری
در ذیل همین غزلها ماسی پیرانه گاه گاهی بعض جمله های چست
از زبان می برآید ه
بوسه میخواهم از آن لب تو چه میفرمائی گر صوابست بگو ور نه خطائی بکنم
یعنی اگر صواب است بهتر ور نه خطا نیز میکنم -
قصائدش بسیار است ولی یک خصوصیت قابل ذکر
ندارد . انداز از کلام سنائی است تصوف و اخلاق را
ترکیب داده میگوید لیکن چون به سنائی نمیرسید
ازینجهت مقبول نشده البته یک قطعه بسیار صاف و شسته
و پر لطف گفته که جوابش تا امروز نوشته نشده ه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
