Machine transcription
۳۰۲
جامی است که عقل آفرین میزندش صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
وین کوزه گرد چرخ پر جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش
بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی سرخوش بودم که کردم این اوباشی
با من بزبان حال میگفت سبو من چون تو بدم تو نیز چون من باشی
این کوزه که چون عاشق زاری بودهاست و اندر طلب روی نگاری بودهاست
این دست که بر گردن او میبینی دستی است که در گردن یاری بودهاست
خمریات
مثلیکه در شعرای زبان عربی ابونواس جاندادهٔ باده است
همینطور در فارسی خیام دلدادهٔ می میباشد او بشوقی و شعفی و جوش
و جوشی و بیاختیاریکه نام شراب میگیرد از آن صاف ثابت میشود
که در حقیقت شراب میخورد وتاسفا اینکه خیام فیلسوف بود اگر آنهم
مثل حافظ صوفی میبود همین شراب نابش شراب معرفت میگشت.
نیم حصه کلامش در ذکر شراب است. مضامینی را که متعلق شراب
بیان نموده خواجه حافظ همان را گرفته تیز تیز نموده ـ ولی در بعضی حصه
های کلامش آنقدر بیخودی و بدمستی دیده میشود که خواجه حافظ هنوز بیشتر
توجه حصه اخیر نیم صفحه ماند
نمونه خطش (لخ)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
