Machine transcription
٢٤
الحاصل مثلیکه نطق یک امر فطری است همین طور اشارات و حرکات مذکوره نیز
از طبیعت بی اختیارانه صادر میشوند، غرض آنها نقالی و مصوری نمیباشد
بلی! ممکن است که مقصد حکایت هم ازان حاصل شود -- سه
شما باین خیالات نسبت حقیقت شاعری قدری اندازه می توانید کرد
و می فهمید که امروز چیزیکه شاعری گفته میشود با شاعری علاقه ندارد --
سه
حرکات در رقصاند حرکاتی که شعرا در مجلس بوقت خواندن اشعار در قوافی و قوالها بوقت نغمه و سرود میکنند
آن یقیناً بغرض نقالی و مصوری میباشد و یک حرکاتی اند که اهل سلوک بوقت سماع حالت طاری شد
حرکاتی صادر میشوند بیشک این قسم مصوری نیست زادهٔ حالت و بی اختیارانه است، ارسطو قسم اول را
گفته و راست گفته (انصار)
سه
ازین بحث و اختلاف اروپا و آسیا در تعریف شعر مفهوم شد - (بعرض مزید تو ضیح تعریفهای قدما شعر را در ذیل
هر مذهب می نگاریم --
علمای اسیا :- شعر کلامیست موزون که متکلم قصداً نظم کرده باشد. ازین تعریف غیر از مرثیه (تصویر مناظر موثره)
و کلام نثر و کلام موزون که متکلم قصد نظمش ندارد از شعر خارج است - مولف این تعریف را عامیانه میگوید !
جمهرة البلاغة از مولوی جمیم الدین صاحب :- شعر کلام موثریست که ترجمانی تاثرات پنهانی متکلم میکند این تعریف
از شعریه کلام - کلام نثر را صراحتاً خارج میکند و گمان نمیکنم که جمہرہ کلام موثری را که از متکلم بلا قصد موزون
صادر شده باشد شعر بگوید - جمہرہ میگوید که شعر یک اثر و حالت خاصی است که بر انسان در وقت هجوم غم و یاد و فرحت
وغیرہ طاری میشود و همین اثر از زبان انسان بالفاظ موزون صادر میگردد، این شخص شاعر است (یعنی این کلام شعر است)
ما در تعریف جمہرہ و تعریف علمای آسیا فرقی نمی بینیم ، لیکن بیاض درین تعریف بیان جمہرہ رطب اللسان است سه
(علمای اروپا) ارسطو :- شعر بیان یک شی است که تصویر آنرا پیش نظر سامع ایستاده کند. (یعنی مصور
بذریعہ کلام) ازین تعریف غیر کلام از شعر خارج است. ولی کلام موزون بلا قصد و کلام نثر در شعر داخل
است و کلامیکه تصویر مدعا را پیش نکشد خواه نظم باشد یا نثر همه از شعر خارج است. بعض اروپا ئیان :- شعر چیزی
است که جذبات مردم را بجوش اورده بتواند- درین تعریف غیر کلام (تصویر مناظر موثره) نظم نثر و غیره
و غیره (یعنی هر چیز با اثر) شعر است - مطابق تعریف ہذا و تعریف ارسطو کلام الله شعر است و خاتم
الانبیا صلی اللہ علیہ وسلم شاعر نعوذ بالله منها - میفرماید حقتعالی و ما علمنهُ الشعرَ و مَا یَنبغی له (الایه)
(یعنی ما برسول خود شعر گوئی تعلیم نداده ایم و این بشانش خوب هم نیست) -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
