Machine transcription
١٢٦
بد نام شد - میمندی گفت که سلطان اگر یک مشت خاک
میفرستادند لازم بود که آنرا سرمه چشم بسازد رد کردن
انعام شاہی گستاخی بزرگ است - این فقره چست بدل محمود
نشست گفت که فردا این قرمطی را بجزای گستاخی اش
میرسانم چون فردوسی ازین واقعه خبر شد بسیار پریشان گشت
بوقت صباح محمود در باغ آمده بود که فردوسی دویده سر خود را بر پایش
نهاده اشعار ذیل خواند .
چو در ملک سلطان که چرخش ستود بسی هست ترسا و گبر و جهود
گرفتند در ظل عدلش قرار شده ایمن از گردش روز گار
چه باشد که سلطان گردون شکوه رهی شمار دیکی زان گروه
سلطان محمود را رحم آمد و از تقصیرش در گذشت .
ہجو سلطان
فردوسی وقتیکه از غزنین میرفت به ایاز مکتوب سر بمهر حواله نمود
گفت که از روانگی من بیست روز بعد بخدمت سلطان تقدیم
بکن ! فردوسی بسوی ہرات حرکت کرد - وقتیکه محمود مکتوبش
دید در ان اشعار ہجو بودند -
حصه اول سراج القطقه د ۵ مطبعه احمد حان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
