Machine transcription
۱۰۸
ملک امسال دگر باز نیاید زغزا دشمنی روی نهاد است درین شهر دیار
سیر میخورد و مگر دی که بخفته اسیر دیر تر خاست مگر برنج رسیده است خمار
خیز شانا که رسولان شهان آمده اند هدیه ها دارند و آورده فراوان و نثار
که تواند که برانگیزد ازین خوابترا خفتی خفتی گر خواب نگردی بیدار
خفتن بسیار ای خواجه خوی تو نبود هیچ کس خفته ندید است تر ازین کردار
یکدمک باری در خانه با ایست نشست تا بدیدندی روی تو عزیزان و تبار
بحصار از فزع و بیم تو رفتند شاهان تو شبها از فزع و بیم که رفتی بحصار
شعرا را بتو بازار بر افروخته بود رفتی و با تو بیک باره برفت آن بازار
فرخی صنعت تلمیح را خیلی چرسن ادا میکند ــ
میگویند که وقتی حضرت آدم علیه السلام در بهشت گندم خوردند
لباس شان خود بخود از جسم افتاده بالکل برهنه شدند ) فرخی ازین واقعه
برای خزان مضمون پیدا کرد ــ
مگر درخت شکوفه گناه آدم کرد که از لباس چو آدم همین شود عریان
۱ه تلمیح یعنی از واقعه و قصه طلب مضمون پیدا کردن این صنعت در فارسی خیلی لطیف شمرده میشود.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
