Machine transcription
١٠٦
در دویدند سوی تو به قطار از سر کوه بازگستردی در دامن کهشان به قطار
بامدادان همه کهسار پر از وحشی بود شامگاهان همه پرداخته از کهسار
در زمانی همه این دشت ز خون در و اندام لعل کردی چو گلستانی به هنگام بهار
خواهمی من که بجا یستی بهرام امروز تا بدیدی و بیاموختی از شاه شکار
بر فرخی رنگ واقعه نگاری چندین غالب است که این رنگ تشبیب که
حقیقتاً غزل است نیز قائم میماند مثلاً در تشبیب یک قصیده مینویسد:
دوش متواریک به وقت سحر اندر آمد بخیمه آن دلبر
چنگ در بر گرفت و خوش بنواخت و از دو بد فروفشاند شکر
پنج شش جام خورد و پر گل گشت روی آن روی نیکوان یکسر
مست گشت و ز بهر خفتن ساخت خویشتن را کنار من بستر
زلف مشکین بروی در پوشید دست من زیر کرد و زلف ز بر
زلف او را بدست بگرفتم زنخ گرد او بدست دگر
راست گفتی گرفته بد چادر گوی و چوکان شه بدست اندر
ملاحظه شود که تمهید مدح از تشبیب بچه لطافت پیدا کرده است
اشعار مرثیه پیش از فرخی خیلی کمیاب اند و چیزیکه یافت میشوند بدرجهٔ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
