Machine transcription
۹۵
گذرے نوشت ـ
اسبی که چنان شاه و در اسب نباشد تاج بود آراسته از بوی شهوا
دشمن که برین ابلق رهوار مرا دید بی صبر شد و کرد غم خویش پدیدار
فرخی با وجودیکه ندیم بود خیلی تقرب داشت لیکن هنوز اجازه نداشت
که به دربار کمربند استعمال کند که آن برای منصبداران نظامی
مخصوص بوده) فرخی آرزوی این عزت را درین قصیده بکمال
لطافت کرده است ـ
گفتا که همیران و هرهنگان بانی این روز کلاه و کمرت باید ناچار
گفتم که چه دانی که شب تیره چه زاید بشکیب و صبوری کن تا شب بندیا
من تنگ دلی پیشه نگیرم که بزرگان کسرا به بزرگی نه رسانند بیکبار
بالآخر نوبت دولت و جاه فرخی بدین مرتبه رسید که زیر جلوش
بست غلام زرین کمر میدویدندـ
ایاز که محبوب خاص سلطان بود بسیار قدر دان فرخی بوده
باو خلوص زیاد داشت چون مراسم ارتباط ترقی کردند سلطان از
راه رشک فرخی را از حاضری دربار قدغن فرمود فرخی قصایدی مددیہ
بشنو انچه بشنوید باید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
