Machine transcription
٤١
هستی » این مضامین از پنصد سال پامال اندمگر تا امروز جواب حافظا نشدنی
بود که نشد
(۲)- غزل یک زبان منجز مخصوص دارد که دران نزاکت لطافت و یک قسم
رنگینی میباشد، برای این قسم زبان خیالات هم خاص میباشند اگر دران
مضامین علمی یا فلسفیانه بیان شوند لطافت و رنگینی آن بالکل گم میشود
مثلاً شیخ سعدی مطلع یک غزل میگوید ــ
اگر خدای نباشد زبنده نوشنود شفاعت همه پیغمبران ندارد سود
آشکارا می بینیم که این مطلع به غزل پیوند نمی خورد . این اعجاز خاص بخواجه حافظ
حاصل است که مضامین هر قسم (علمی ــ اخلاقی ــ فلسفی) را ادا می نماید لیکن
در لطافت هرگز فرق نمی آید، بلکه خود خیالات دقیق و فلسفیانه در کلامش آمده
رنگین و لطیف تر میگردند، ملاحظه شود میگوید ــ
در دل ما غم دنیا غم معشوق شود باده گر خام بود پخته کند شیشه ما
(۳)- پیش از خواجه حافظ غزل برای مضامین عشقیه مخصوص بود و خیالات دیگرا
در میان آن می آوردند، لیکن چون هر شعر غزل یک چیز مستقل است و برای ادا نمودن
خیالات مفرد و بسیط هر قسم محمل ، پس خواجه حافظ در غزل دو خدمت نمود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
