Machine transcription
٢٤١
از من نیاید این که بدرقان و کدخدا حاجت برم که فعل گدایان خرمیست
صد گنج شاهگان به بهای جوی هنر منت بران که میدهد و حیف برست
فربهت تا جهنم کند پرورده بیگانگان لاغری بر من گرفت آن کو گدائی تربیست
کرچه در ویشم محمد الله محنت نیستم شعر اگر مطلوج باشد همچنان از سکبست
صاحب کمال را چه غم از نقص مال و جاه چون باشیگری که در و سرخ و زر پوست
مردی که هیچ جامه ندارد باتفاق بهتر زجامه که در و هیچ مرد نیست
انوری
من درین عهد که با قعدا رعنای جهان بعد از ین عشق نیازم نه به سرود نه بعهد
قوت دادن اگر نیست مرا باکی نیست قوت ناستدن هست و الله محمد
خسرو
کوسس شد خالی ز بانگ غلغلش در داد هر که قانع شد بگنجشک و ترشه مجر د برات
ابن یمین
جهان از بهر یک تن نیست تنها یقین دان کاندرین معنی شکی نیست
سلامت با قناعت توامان اند چو حرص اندر زمانه مشکلی نیست
اگر صد اسپ داری در طویله ترا مرکب از آنها جز یکی نیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
