Machine transcription
۱۷۲
و برای این همه یک روح است که همه کار ها را میکند ، آن روح در هر ذره
ساری است .
در هر جای موجود است و نیز بهیچ جای نیست، آن نه چیز دارد نه
جهت و نه است و اخر ا چیزی که هست همین است و ما این روح اکبر را خدا میخوانیم
و این را وحدت الوجود تعبیر می نمائیم
ای از تو حقیقت تو بس ناپیدا با آنکه توئی زهر چه پیدا پیدا
توحید طلب ، عین همه اشیا شو همچون یک جان بکل جسم واعضا
حق جان جهان است جهان جمله بدن ارواح و ملائک چو حواس این تن
افلاک وعناصر و موالید اعضا توحید همین است دگرها همه فن
(ه) عکس در آئینه بظاهر مجسم معلوم میشود لیکن در اصل آن چیزی نیست
اگر از پیش روی آئینه اصل شی دور شود باز در آئینه هیچ اثری از ان نمی ماند
لیکن اصل هنوز هم موجود است اگرچه عکس معدوم شده، همین طور سایه آدمی
که را فتاب پیدا می شود در حقیقت چیزی نیست - بهمین قیاس کنید که در اصل
وجود صرف در یک ذات است و این عالم ومخلوقات گوناگون آن، سایه
و پرتو او میباشند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
