Machine transcription
١٥٤
فرموده در یکه آسمان می آفرید، یعنی نزد صوفیه روح ازلی است در وقت
آفرینش آدم از خلعت وجود سرافراز گشته بود -
٥ - در شاعری فلسفه از راه تصوف داخل شد بدینطور که ١
شاعری به مسائل «هستی مطلق - وحدت وجود - فنا و بقا وغیره »
بتوسط تصوف آشنا شد، این مسائل فی نفسه دلچسپ هستند و عام
طبائع از ان یک حظ خاص می بردارند لیکن هرکس صاحب حال نمبیا شد
بنابرین مرد مانیکه صاحب حال نبوده زبان آموز مکاشفه و حال بوده اند
بر فلسفه تکیه کرده اصطلاحات آن را استعمال می نمودند .
از ترقی تدریجی این اسلوبست که در زبان شاعری تمام فلسفه داخل شد -
٦- مقام حقیقی تصوف عشق و محبت است - در عالم عشق تمیز
دوست و دشمن گم شده در هر چیز محبوب جلوه میکند و عاشق را
١- این کلمه سدیت است جو سوای ذات و صفات خالق عالم چیزی ازلی نیست - و از
شعر هم همین معلوم میشود که جام در وقت آفرینش گنبد مینا وجود یافت دعو و مؤلف رح. نیز در فقره
ما بعد تصریح آن نمودم پس ضرور نیست که از کلمه ازلی از لیت حقیقی که مقابل ابدی است بگیریم بلکه
ازلی مجازی یعنی پیش از وجود اکثر عالم بگیریم پس مطلب این است که نزد صوفیه روح مخلوقی است که
بوقت آفرینش آسمان بوجود آمد (انصاری مترجم)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
