Machine transcription
بر دوش خود برداشتند لفظ ساقی در هزبان برای شخص بد پیشه
موضوع ست که از دست ناپاکش لا تعداد مردم از لباس عقل و هوش
عاری گشته در جماعہ انسانی خیلی بنظر حقارت دیده میشوند حتی که از مرتبه
انسانی بمرتبه حیوان لایعقل دیوانه سقوط می کنند لیکن در لسان تصوف
مراد از ساقی مرشد کامل و قاسم اسرار است -
به دُرد و صاف ترا کار نیست در کش در کش که آنچه ساقی ما ریخت عین الطافست
ساقیا برخیز در ده جام را خاک بر سر کن غم ایام را
سر خدا که زاهد و عارف بکس نگفت در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
در زبان عمومی از میخروشش بدتر کیست؟ لیکن لسان تصوف ذاتی
از پیر مغان مقدس تر ندارد ۔
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
در تصوف همه لوازمات میخواری مثلاً میکده - جام - سبو - شیشه
صراحی - نقل - گزک - نشه - خمار - دُرد - صاف - صبوحی - مطرب
نغمه سرود -- بجای اسمای واردات و مدارج بزرگ استعمال و به ذریعه
همین اصطلاحات مسائل اهم و اسرار دقیق تصوف شرح و بیان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
