Machine transcription
١٢٦
من بنده نگه که بصد شرح وبلاغفت حرفی عنایتی که تبسم نگفته خوبست (وحشی)
یک حالتی همین تبسم را میگوید -
دوشش پر خریده بوسیدند آن سپهر امروز نگهش قاصد صد لطف نهان است امروز
روی در رویی نگه در نگه وچشم بچشم حرف ما با تو چه محتاج بیان است امروز
شرح رازی که میان من و او خواهد بود پیش از حوصله نطق و بیان است امروز
خاتمه بها حسن محجوب
بها حسن معشوق بآخر رسیده هوس پرستی عاشق را هم خاتمه داد،
مرد عشق پرست ازین سانحه در دریای غم افتاده است که معشوق
خلوت گزیده حسن خویش را بیاد داد که از ان نه عشاق را موقعی بدست آمد و نه
هوس پرستان حظی برداشته توانستند موجب صدمه زیاد این است
که حالا معشوق هم کف افسوس میمالد که چرا ازین حکومت دو روزه فائده نه
برداشتم وحشی میگوید -
انجام حسن او شد پایان عشق با هم رفت آن نوای بلبل پی بر گپ چمن هم
کرد آن چنان جمالی در کنج خانه ضائع بر عشق ما ستم کرد بر حسن خویشتن هم
بدمستی غرورش هنگامه گرم نگذشت افسرده کرد صحبت بر هم زد انجمن هم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
