Machine transcription
۹۹
خالی نمی باشد ه
رهروان را خستگی راه نیست عشق هم راه است و هم خود منزل است
هر مقام عشق یک لذت خاص دارد ه
عشق در اول و آخر همه ذوق است قلاع این شرابی است که هم پخته و هم خام خوش است
خود ابتدای عشق انتهای آنست ه
نیروی عشق بین که درین دشت بیکران گامی نرفته ایم و به پایان رسیده ایم
عشق در دل یک مزه پیدا میکند که نام آن هم لذیذ معلوم میشود.
ع ـ عشق میگویم و جان میدهم از لذت وی
اگر چه در عشق مصیبت ها ـ رنج ها ـ غم های گوناگون پیش می آیند
لیکن با اینهمه در عالم حیات کیفیتی نیست که بآن مماثل شده بتواند ه
جای خصومت نیست بذوق دیار عشق هرچند جور هست ستم هست داو نیست
درین راه غم و رنج و محنت نمی باشد بلکه غم این میباشد که زمانه غم نداشتیم
عبث رفت.
ناله از بهر رهائی نکند مرغ اسیر خورد افسوس زمانیکه گرفتار نبود
عشق در انسان جذبات شریفانه را پرورش مینماید. محبت تنبل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
