Machine transcription
(۳۰)
دو گاو آهن ـ از امثال لافونتن
درین کهنه گیتی یکی پند نو ز گاو آهن مرد دهقان شنو
بیک کوشه گاو آهن کهنه بود که فرسوده زین دیر دیرینه بود
بیفگنده اش موریانه ز پای فرو مانده در کنج دهقان سرای
بسان دل جاهلان پر ز زنک ز زنکش دگر کون کردیده رنگ
یکی روز گاو آهنی صیقلی فروزان چودانا بروشندلی
شنیدم که چون میشد از طرف دشت قضا را بران گاو آهن گذشت
بگفتا چرا بهره شد ز آسمان ترا سیم ناب و مرا زعفران
ترا چیست این تابش و روشنی که آخر نه از سیمی از آهنی
بگفتش ازان شد تنم تابناك که از کار کردن مرا نیست باك
بگوهر اگر تیره گون آهنم زکار است روشن دل روشنم
ز خاك سیه زر سرخ آورم چو سیم سپید است زان پیکرم
تو تن پروری پیشه کردی بکوی چو تن پروران زان شدت زرد روی
مرا پیشه در دهر تابندگی است نصیب من از دهر تابندگی است
تو نیز ای پسر نقد حکمت بیاب بطالت بهل سر ز خدمت متاب
که کردون زجان زنك بزدایدت دو صد روشنائی ببخشایدت
(علی اصغر حکمت)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 31 of [Muntakhabāt-i adabī barā-yi ṣinf-i avval-i makātib-i rushdīyah]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0923/00031.jpg)