Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۷۷ ) فتح مصر و اسکندریه
مرقومه حضرت عمر رضی الله عنه را قرائت کرده بر طبق آن تعمیل کرد - ابن عبدالحکم از
هشام ابن ابی رقیه اللخمی روایت کرده اینکه : زمانیکه عمرو شهر مصر را فتح نمود اعلان کرد
بر عموم قبطی ها که هر کس که آنرا گنج باشد و پنهان نماید اورا مقتول خواهم نمود مردم
شخصی قبطی موسوم به پطرس که از صعید بوده بر عمرو معرفی نمودند عمرو رسولی نزد
او فرستاد تا که در باب گنج محفیش از و سوال کنند پطرس از داشتن گنج خود منکر شد
لہذا او را محبوس ساختند عمرو از اهالی آنجا پرسیدند که آیا پطرس با کی معامله و مزا
دارد آنها گفتند ما ندیدیم که بطرس حیا و مسایل کسی باشد مگر راهب گوشه نشینی
که در کوه طور میباشد عمرو به شخص قبطی ها که انگشتری پطرس را بیاورد بعد از ان مکتوبی
بر راهب مذکور نوشتند که هر آنچه از پطرس نزد توست تادیه نما مهر پطرس را نموده
و آن نامه را بدست رسولی داده بسوی راهب فرستادند پس از ان رسول را
راهب صند و قچه سربسته را آورد عمرو آنرا گشاده از بین آن صحیفه یافتند شعر
برین بود که هر آنچه لزوم دارید از زیر فاسقیه کبیر ( حوض کلان ) بردارید عمرو چند نفرا
بموضع مذکور فرستاد آنها سد آب را نموده حوض را از آب و لای تخلیه نمودند
و تحت آنرا حفر نموده پنجاه و دو ارْدَب طلای مسکوک یافتند - اردب پیمانه است
در مصر مطابق با بیست و چهار صاع - بعد از ان عمرو سر پطرس را از بدن جدا نمود
باقی قبطیان از مشاهده آن حال خوف نمودند که مبادا کسی مخزن مخفیه ما را اطلاع
دهد و مانند پطرس از نعمت حیات محروم گردیم بنا بران گنجها و دفینه ها خود را بیرون
آوردند جلال الدین سیوطی در کتاب حسن المحاضرة اختلاف علماء در فتح مصر بیان میکند
که آیا بطریق مصالحه بود یا بقهر از لیث بن سعد و یزید بن ابی حبیب علیه شنیده چنین است که تمام مصر
بصلح فتح گردید مگر اسکندریه و از عون بن حطان نقل شده که از اعمالی قراً متعدده
موسوم یکی به ام دنین بود - و یحیی بن ایوب و خالد بن حمید روایت نمودا ند
که حقتعالی تمام مصر را بطریق صلح بمسلمانان مفتوح ساخت مگر اسکندریه و سه
قریه سلطیس و حصیل و بلہیت که معاونین اهالی روم بودند - ابن ہبیره
گفته شهر مصر بتقسیم قهر و غلبه بتصرف مسلمانان گردید عبد الرحمن ابن زیاد نیز مانند
ابن ہبیره ذکر کرده که از مشایخ و بزرگان خود شنیده ام که شهر مصر بدون صلح و معاقده
بلکه قہراً در تحت استیلای مسلمانان در آمد ( ابی العالیه ) میگوید که از عمر در رضی الله عنه
شنیده ام که میفرمودند بر زمینی نشسته میباشم از مردم قبطی مصر نه بر من عهدیست
و نه عقدی مگر اهالی انطابلس که با آنها معاهده نمودم می بایست که بعهد خود وفا
انطابلس
شهریست بین اسکندریه و برقه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
