BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 398

Page 398

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 398 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۸۹) ذکر گرفتن مسلمانان بر شتبر و سرقسطه را و یوسف مذکور بجهة تخلیص بلنسیه از تصرف قادر تجهیز لشکر نموده امارت آنرا از برای قاضی ابی احمد جعفر بن عبدالجین جحاف گردانید و قاضی مذکور قادر بن ذی النون که طلیطله را تسلیم ادفونی امیر طاغیه نموده بود در شهر بلنسیه محاصره کرده با جماعتی از مغزی وابستۀ خود بر قادر هجوم آورده او را بقتل رسانید و این واقعه در سال چهار و هشتاد سه بود و ابن جحاف بلنسیه را مالک گردید بعد از ان جماعتی از طایفه که بوجود آن جماعت طلب فتح و نصرت می نمود در زمان تملک بلنسیه بآن معاونت کاری نموده بودند از نزد آن بازگشتند و قاضی از استیلا طاغیه بر سر خود خائف و متوحش گردیده از امیر المسلمین یوسف بن تاشفین براه امداد خواست تا برای آن فریاد رسی و معاونت نماید و در نصرت آن تعجیل گردید در این اثناء یوسف بن احمد بن هود صاحب قسطه لذریق رئیس طاغیه را بر استیلا د بلنسیه به حرکت آورد لذریق بالشکریان خود داخل بلنسیه شده قاضی بن جحاف همراه آن معاهده نمود بشرط اینم ذخایر قادر مذکور را حاضر نماید و این عهد را موکد به قسم نمود که اگر ذخایر مذکور در نزدان یافت و موجود شد او را بقتل رسانند اتفاقاً ذخایر مذکوره را از نزدان یافتند قاضی موصوف را به آتش سوختند در بلنسیه حمله کرده آنرا ویران کرد این استیلا در سال چهار صد و هشتادم و هشت بود بعضی گفته اند که در سال سابق از ین بوده و این طاغنیه را قنطیطو میگفتند و پیش از گرفتن بلنسیه بیست شهر را محاصره نمود بعضی گفته که بلنسیه را صلجا داخل و بعضی گفته که بقهر و غلبه داخل شده و او را سوخته تباه کرد و از جمله اشخاصی که در ان ولا سوخته یکی از پنه ابا جعفر بن بناء شاعر مشهور بوده بعد از ان لشکر امیر یلین یوسف بن تاشفین متوجه آنولا شده در حالیکه ابا محمد مرزلی امیر لشکر بوده و در سال چهار صد و نود وپنج حضرت حیر المسلمین جل سلطانه بلنسیه را بدست آن فتح نمود تا سال ششصد و سی بلنسیه بتصرف مسلمانها بود بعده دشمنان از نزد مسلمانان گرفتند و وقایع ما بعد آن عنقریب مذکور خواهد شد از جمله مواضعی که دشمن بآن غالب گردیده یکی شهر مریه که از جمله شهرهای مشهور و بزرگ اندلس است که در سال بخصد و چهل و دو دشمن بآن غالب شد و بعضی که عدد اسار ادخلان یا که چهارده هزار رسیده ابن جنبش که از اخرین حفاظ اندلس بوده گفت که در زمانیکه دشمنان شامی بر مسلمانان قلعه مریه غالب شدند من انجا بودم در نزد سردار نصاری که نواسه دختری اد فونش بودو رفته برای او گفتم که نسبت اسلا بعد نسل تا هر قل یاد دارم و سیر سائم سردار برایم گفت بگوی بیان کردم برایم گفت که فارغ البال با اہل وعیال و مصاحبان خود بکمال آسوده حالی بدون بند و قید ازین دیار برآمدم و بعد از اینکه قلعه مریه در سنه مذکوره گرفته شد باز در سال مذکوره نیز گرفته شد باز در سال بعد ازنجا

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 398. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/398 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/398
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record