Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۳۸۸)
ذکر پس گرفتن مسلمانان بربشتر و قسط را
فکر کند و پند گرفتن است برای کسیکه پندگیرد که حق تعالی تغیر نمیدهد احوال قومی را تا اینکه تغیر دهند انچه
در نفسهای شان است چون اهالی اندلس متمادی برایشان متوالی شد در لذات و شهوات و غیره و
رفتند قطع صله رحم و الفت کردند بر کنار وادی ہلاکت رسیدند نفس های خود را بر باطل
معلج داشتند بنعمتهای فانی غرامی کردند از طاعت خالق دور و وصیت نبی صلی اله علیه وسلم
خود را متروک از سند بندرهانی مح و غافل شدند تا اینکه دشمنان شان در میان پایار با خیل الخط
مگردید و شکست بسویشان بازگشت ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم
ذکر پس گرفتن مسلمانان بر بشتر و مقسط را
چون سنه چهار صد و پنجاه و هفت شد احمد معتمد دین ہود که تقصیر کرده و در نزداہل آن متهم بود و
اہالی بطرف برادر آن منحرف شده بودند آهنگ آن نموده بمراه مدهای معتمد بن عباد والی قرطبه برای
اینکه نام ہد و حق اموش شود و حق تعالی بر وی ثابت کرد انچه را که بخوبی کمد گر عضوی جن بمکره با جماعتی از مسلمانان
قصدار بر بشتر را نمود کفار را به جلادت جهاد که هر حبان از وی شک افتاد اہل حقیقت دلاوران
عزیز گردیدند تنور حرب برافروخته گردید تا اینکه حق تعالی و ستانج در انصرت داد و دشمنان را در انقعت
رسانید دشمنان پشت گردانیده داخل شهر شدند مسلمانان برایشان داخل شدند تمامی شان پانا
شدند مگر کسی که از جای واقعه گریخته بود شمشیر در میان کفار به جولان آمد دمارشان را
کشیدند مگر کسی از فرمانمایگان غلام و بزرگان فدیه دادند و آنچه در شهر عیال و اطفال
بود همه را اسیر کردند شهر را بقدرت خالق باری متصرف شدند طایفه از مسلمانانیکه حامی
کوشش کنان در تصرف دین خداوندی بودند در میدان بخشش نصرت مقدار پنجاه نفر
شهید شدند و از دشمنان خدا مانند هزار سوار و سه هزار پیاده کشته شدند مسلمانان شهر را
از پلیدی شرک شستند و از زنگ افک مصیقل صافی ساختند مامون بن ذالنون بلنسیه را
پس گرفته ابوبکر بن عبدالعزیز منصور را بران والی گردانید بن ہود در اشقاض مداخله کردیم
بلنسیه استبداد نموده و یرا ضبط کرد بعد از وی پسر وی قاضی عثمان بن ابو بکر به تصرف دراً
تاشته بدست او باقی بود چون طاغنیه در همین سال طلیطله را مالک گردید چنانچه ذکر آن
می آید از قادرا بن ذالنون تسلیم شدند از طرف قادرمذکور بشرط اینکه بلنسیه را وی تسلیم نماید
بعد طاغیبه بمعیت لشکرهای خود رفته تا اینکه بلنسیه را به تلکهای در آورد و سبب تلک آن این بود که
چون قادرمذکور با جیوش طاغیئه متوجه آن ملحا گردید مسلمانهای آن ولا از بیم تلک جیوش طاغنیه
قاضی عثمان بن ابی بکر را مخلوع نموده بلنسیه را تسلیم قادرمودند و این واقعه در سال چهار صد هفتاد
و ہشت بود و قادرتانه سال چهار صد و هشتاد و سه در انولا بوده و این امر بعد از دخول یوسف
ابن تاشفین باندلس و تغلب آن بر ملوک الطوایف شده چنانچه در ما بعد مذکور خواهد شد
ذنون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
