BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 396

Page 396

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 396 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی هزار و پنصد سوار و دو هزار پیاده گزاشت از جمله هر مالی که بی بی سجه و داب بعضی تجار یهود در پیشتر بعد از حادثه آمله اراده فدیه دادن دختران بعضی معتبرین که خودشان بنجات یا بودند داشتند که آن دختران در سهم سرهنگی واطریشان شده بود که تاجر ویرا می شناخت تاجر گفت رفتم بمنزل وی ازان خاسته دیدم که بر وضع صاحب سر انته و بر فراش از گیه کرده در بهترین جامه در تحت پیر وی خرامان میکرد اسباب و خردش چنانچه گذاشته رفته بودند به ان هیئت بحال بود در خدمتگاران وی مضطرم مویها بر سر آن ایستاده در خدمت وی سعی میکردند چون مرا دید مرحبا گفته از مقصد من پرسید با وی گفتم و ببسیاری چیزیکه بوی رسیده بود اشاره کردم بعضی دخترانی که بر سر او ایستاده بودند کتابت حاجتی دانستم تبسم کرده بزبان خود گفت چقدر زود طامع شدی در چیزهائیکه بر تو عرضه شد ازینها اعراض کن که چیزی بخدا انکا میگند مقاطعه من بسی سیرند از تقریب ای تو خواهش گر گفتم را ی من در داخل شدن قلعه نیت بغرب تو انس و پهلوی تو اطمینان من است بعضی اینها را بمن بده من آنچه خواهش داری بتو میدهم گفت چه چیز است در نزد تو گفتم زرهای بسیار پاک و نقصار نفع غریب گفت گویا مرا بآرزو می اندازی بخیری که در نزد من نخواهد بود یا بلجه بعضی خدمتگاران که بهنام داشت بزبان مدی وی تغیر خورده بلجه میگفت نیز بر آنچه در صندوق است پیش من بیار بطرف صندوق برخاست همیان طلا و کیسه های دراهم را آورد دسته های بلور را بر من کرد و پیش روی کافر ریخت تا اینکه نزدیک بود شخص آنرا پنهان کند بعد از ان برای آن خادمه گفت نزدیک کن چیزی بهی از ان سخت ما را نزدیک کرد بوی قطعه از قطعات حمائل و خزو دیباج فاخر تا اینکه بصر من خیره شد و حیران شدم آنچه در نزد من بود ذلیل شمردم بعد از ان گفت در نزد من در اینجا هر چیزی هست که بآن لذت بگیرم بعد از ان بمن قسم خورد که اشیار که در نزد من بود و کسی برای من بعوض این جاریه که از من خواستی بیداد قبول نمیکردم زیرا که این دختری صاحب این منزل و در قوم خود نجیب و صاحب جمال است که خود اختیار کردم تا از ان با ولاد شود ما این کار را بعوض آنچه زنهای ما در حین دولت خود میکردند اجرا میداریم فسبحان ما اعظم شانه و جله بعد از ان گفت زیاده کنم این کنیزک را و لطیف طبعین اشاره بجاریه دیگری کرد که برای والد خود گاہی در خوانی میکرد گفت ای فلانه بگیر ساز را دخترک برابرتشته ساز را گرفته و من نگریستم که در انگشتهای ویرا که بر رخساره آن میچکید آن کافر سرعت کرده اشکت او را بدست خود پاک میکرد بچیزی تغنی میکرد که من معنی آنرا نمی فهمیدم چه جای که آن کافر چون بزودی نایاب شدم برخاسته رفته در انسازی مال و اسیران که در دست خان بود تعجب کردم در نفح الطیب آورده که اینا قناعت محض است برای کسی که

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 396. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/396 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/396
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record