BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 235

Page 235

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 235 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۲۲۶ ) ذکر غزوه صغد مخوند پس فرستاد شخصی را که سوال کند از ایشان که کدام ده را خواهش دارند که جبهة شما خالی کنیم و مسوی کنید جهت خالی نمودن قریه برایشان چهل روزه مهلت را بعضی گفته اند بیست روزه ایشان این امر را قبول نمود و شعبه عصام بن عبداله باہلی را خواهش کردند شعبه مذکور برایشان گفت که تا مدت مذکور نگذرد و شما داخل نشوید بر ما یان حق جوار و معاونت ندارید و اگر پیش از داخل شدن غزوه پیشا پیش شد بر ما حق معاونت ندارید قبول نمود و قصد دخول شعب را نمود ندا میر از این امر مرشی خبر شد شبها پی کرده پیش از دخول شان بشعب همراه شان مقاتله نمود اهل صغد خندق راحضر نموده از خاک و خاشاک پوشیده بودند که اگر مسلمانان اراده محار به شانرا داشته باشند در ان خندقها افتاده ہلاک شوند بعد از آن رو بمحار به نمودند چون شب بخیر وند راه را کم کرده از فضای خداوندی جملہ شانه در ان خندق در افتادند بعد از ان مسلمانان ایشانر ا محاصره نمود و منجنیق ها در اطراف نشان ایستاد و کردند درین حین اهل صغد از ملک فرغانه مدد طلبید ندا و بجواب شان گفت که معاونت من مشروط بگذشتن مدت مذکور است پیش از گذشتن مدت از من معاونت طلب نکنید چون ناامید شدند مطالبہ صلح را از امیر مسلمانان نمودند بر اینکه اسیرهای مسلمانان را رها کنند و خراج که مقرر فرمایند بدهند و بخجنده کسی از ایشان رفت و آمد نکنند و چور و چپاول نکنند کسی را و اگر این کارها از ایشان صادر شود ریختن خون شان حلال باشد امیر مسلمانان صلح را قبول نمود و گروه از خجنده بر آمده در عسکر داخل شدند چون خبر رسیده بود به حرشی که ایشان یکهزار از اسیران مسلمانان کشته بودند قاتل آنزا معلوم کرد و قصاص نمود پس از ان بعضی از روسا ترسیده با نفری خود بعهد را شگفته و بسوی سلیمانا آوردند بعضی از مسلمانانرا به شهادت رسانیده داخل عسکر شدند و صف عسکر را پراگنده ساختند نصرت ما به ثابت بن عثمان سید ثابت آنرا بقتل رسانید و اهل صغد یکصد و پنجاه نفر پیر را که از مسلمانان در نزدشان بود بقتل رسانیدند چون امیر ازین امر خبر شد فرمود تا تجار را از صغد بیرون نموده تمامی اهل صغد را به قتل رسانیدند و اهل صغد سه هزار کس بودند و بروایت دیگر هفت هزار کس یوتم همراه شان اسباب جنگ بود فقط بخوب مقاتله میکردند تا رحال شان مقتول داداد و اموال نشان غنیمت مسلمانان شد و گرفتند از مال بایشان چیز بیرا که خواهش داشتند امیر مسلمانان خراج صغد را بسوی یزید بن عبد الملک فرستاد و لشکر ی اندک را بسوی قلعه که گرداگرد آن وادی سغد بود فرستان چون مقدار یک فرسنگ رفتند بآن قلعه رسیدند مقاتله نموده ایشانرا شکست داده ایشانرا محاصره نمودند چون ناچار شدند طالب صلح گردیدند به اینطریق که عیال واولاد شان بامان بشده قلعها تسلیم نمایند امیر این امر را قبول فرموده بسوی قلعه جهت قبض نمودن اموال نفری فرستاده ایشان آرا قبض نموده تقسیم نمودند پس حرشی بسوی کش رفته بدون مقاتله مصالحه نمودند به این ده هزار سیر نفر من سیار را به قبض کردن بدل المصالحه مامور گردانید چون امیر شنید که در سف قطبین بسیار ها مردان باده شت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 235. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/235 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/235
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record