Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۲۲۷ ) ذکر غزوه خزر
سریال بن حریث را که رفیق ملک سلف بود روانه انقوب کرد چون آمد و ملک را افکار دیداست
امیر و غلبه مسلمانان خبر داد ملک ترسید و گفت برای من چه مشوره میدی سریال گفت صلاح کار تو
آنست که در امان امیر درائی و با وی محاربه نکنی ملک گفت تا بعان خود را چه کنم سریال گفت ایشانرا
نیز داخل صلح نهم وگر دائن ملک این امر را قبول نموده همراه تابعان خود داخل امان شدند بعد تسخیری
در شهر بایلین داخل شد و ملک را بقتل رسانیده بدار کشید با وجود امان این فعات در سنه ۱۰۴
واقع شد در همین سال سعید حرشی از حکومت خراسان معزول شده بعوضش مسلم بن سعید کلابی حاکم
خراسان گردید .
ذکر غزا مسلمانان بر شهرهای خزر و ظفر یافتن اهل خزر برایشان
در بهمین سال شکر مسلمانان همراه امیر خود و ثبیت بهرانی بصل بلاد خزر شدند اهل خزر که طایفه
ترکان اند جمع آوری نموده با تفاق طایفه قفچاق و دگر طوایف ترک جمع کثیری شدند و
در موضع که آنرا مرج الحجاره می نامیدند با مسلمانان ملاقی شده مقاتله شدیدی در بین شانا
واقع شد و نفری بسیاری از مسلمانان بخلعت شهادت سرافراز گردید ترک ها گرد شانرا
گرفته مالهایشانرا غارت کردند چون خبر بین بهزیمت شبت نزد یزید پسر عبدالملک که در شام بود
آمد یزید ایشانرا سرزنش کرد ثبت گفت ای امیر مسلمانان درین غزوه می چال نشدیم از ملاقات
دشمن سیدم چنانچه سوار را بسوار پیاده را بپیاده مقابل کردانیدم محاربه میکردیم تا تیره ها کو شید
شکسته کردید لیدران پنجه خدا و بد جل علی اراده داشت جاری گردید .
ذکر غزوه دیگر خزر
اهل خزر از شکست مسلمانان در طمع خام افتاد و بعزم قتال تجهیز عسکر مشغول شدند بعد از ان یزید
بن عبد الملک جراح بن عبداله حلمی را بر ارمنیه والی نمود لشکر بسیار بر ا هما و ساخته سوی انقوب
فرستاد جراح مذکور با نفری خود رو به غزای خزر آورد چون اہل خزر این خبر را شنیدند بهر شان رجع
باب الابواب کردند چون جراح در برزعه چند روز استراحت کرد پس از ان روی سوی خزر نهاد و از
نهر کر در گذشت جراح بر شد که بعض از همراهان او که از اهل امان کوهستان بودند اخبار لشکر را
بوسیه ملک خزر میفرستد مناد را امر فرمود تا ندا کند که بدانید واگاه باشید که امیر بالشکری چند روز
درین موضع استراحت میکند باید خرجی را فراوان داشته باشید این خبر را نیز برای ملک مذکور
نوشتند و مژده دادند که تو هم چند روز استراحت نموده حرکت نه نمای جراح شب شد امر کرد صراع شکر
خود را که بار بکشند و بشتابند بسوی خزر همان شب کوش کردند تا بشہر باب الابواب رسیدند در عین غفلت
خزر داخل مدینه شدند از اهل خزر کسی اور شهر نیافتند خزر را جهت غارت در اطراف فرستاد چون خرج ها
مال بسیار آورده داخل شهر شدند اهل خزر با ملک خود سوی نشان آمده در نهر ران با یکدیگر
مرج الحجاره بمعنی میدان
با موضعیست در بلاد خزر ۱۲
نهر ران شهریست بعد از
در پنجان ۱۲ میم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
