Machine transcription
فتوحات اسلامی (۱۹۰) ذکر فرستادن لشکر بجانب دجیل
آنها طلاقی نمود و اصحاب حجاج را مقاتله شدید نمود و شکست دادند و این واقعه در روز عید اضحی ستنام
و یک و ده بسیاری کشته شدند چون حجاج شکست بحجاج رسید بطرف بصره مراجعت نمود لشکر عبدا
عقبگیری او را نمودند بعضی از لشکری او را کشتند و اموال غنائم اگر میشد حجاج بصره را ترک نمود ولشکر
اهل عراق رو آورده داخل زاویه شد اهل زاویه در نزدا و طعام آوردند بعد عبد الرحمن داخل بصره
شده مردمان بصره با و بیعت نمودند جوان پیر بصره بمقاتله حجاج و اهل شام کربستند بعد
عبد الرحمن با اهل کوفه شده مردمان کوفه با و بیعت کردند تا اینکه شکر عبدالرحمن بصد هزار رسید
که در میان شان صحابه و اولادشان و علماء تابعین و غیر هم بسیار بودند در شکر او سعید بن
جبیر و شعبی عبد الرحمن بن ابی لیلی کبار علماء تابعین و از جمله صحابه کرام ابو طفیل عامر بن واثله بود
در میان اینها ولشکر حجاج وقایع بسیار شد در اکثر وقایع فتح و نصرت از لشکر عبد الرحمن بود
بعد از ان عبد الملک با اهل شام با خود گفته که اگر اهل عراق بعزل و موقوفی حجاج رضا باشند ما حجاج را
معزول میکنیم در هرگاه او را مغزول نمودیم محاربه آسان میشود و حظ دماء میشود بعد عبد الملک برادر خود
عبداله و برادر خود محمدبن وانرا در نزد حجاج فرستاد بالشکربسیار و امر کرد ایشانرا که کیفیت عزل
حجاج را بر اهل عراق بگویند و بر سر ایشان عطیات ایشانرا جاری نمایند چنانچه بر اهل شام جاری
نمودند و اینکه نازل شود عبد الرحمن نعبث بهر شهر که بخواهد از بلاد عراق و یمن و دو آمد والی آنجا بود
تا مدت حیات که عبد الملک خلیفه باشد اگر اهل عراق این عهود را اجابت نمودند حجاج امیر جماعت
و والی قتال باشد و محمد بن مروان و عبد اله بن عبد الملک طاعت او را بجایند هیچ کاری بدون الحلم
تر و سخت تر بردل حجاج ازین مضمون نیامد و بترسید از اینکه اهل عراق مبادا عزل او را قبول نمایند
واز سرایشان غزل شود پس مکتوبی بعبدالملک نوشت که مضمون مکتوب این بود که بخدا وند قسم است که اگرتو
اختیار عزل مرا باهل عراق مفوض نمودی یکلحظه درنک نمی نمائی بلکه اکثر شان مخالفت ام میکنند و
جرئت خود را بر سر تو اضافه میگویند و کارهائی که اهل عراق در وقت خلافت حضرت عثمان غنی رذی الله عنه نموده
بود بیاد او داد و گفت حجاج که آهن بآهن زنگ و صیقل میشود سخت را سخت باصلاح آرد چونکه اهل علناد معاویون
و ولایکا کج از اقسام اول و بر اغل و او چیز زیاده است در وقتی که عبد اله بن عبد الملک و محمد بن مروان همراه حجاج
یکجا شدند عبد اله بن عبد الملک برآمده گفت ای اهل عراق من پسر امیر المومنین میباشم و پدرم چنین و چنان طالع نمود
و محمد بن وان بیرون شد گفت من ستاده امیر المومنین میباشم و او ایشانرا چنین اظهار عنایه و خصایل
بیان نمود آنها در جواب گفتند که ما با تفصیل خود رفته شب را پس بگردیم رفتند و پس آمدند واهل عراق در نزد
ابن شعث جمع شدند ابن اشعث برای ایشان گفت که امروز شما امر رسیده که وقت فرصت غنایم است اگر
امروز گذشت کار فوت میشود امروز شما منصف جنگ اگر آنها تجاوز نمودند بر شما این دوری شبایند
بر ماند و کر بر آنها تجاوز کرده میتوانید قبول نماید انچه بر مظلومین تا زمان می غال میشود بر قومی که اقامه تان
خلاصه
پس می اید ازین پس حجاج اسلا
امیر بود و اینها همه مغلوب است
درینجا
وشایان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
