BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 198

Page 198

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 198 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۱۸۹ ) ذکر فرستادن لشکر جانب کابل بنده های خدا اگر شما اطاعت حجاج را نمودید این بلاد را بلا تشکر دانید تا ما دام الحیواة مانند فرعون شما یا را درین سر زمین حشر محبوس می نماید زیرا که اول کسیکه لشکر را بسر زمین حشر محبوس کرد حجاج بود و تا وقت مرگ از دیدن دوستان و ام خودها محروم میشوید پس البته بهوا و امیر خود بیعت نمائید و برد دشمن حجاج را بقهر و غلبه از بلا د خود بیرون کنید بعد ازین مسو ده مردمان از جای خود بر جسته رفتند و بهو ا و بعیت کردند پس بخلع حجاج از امارت و فرار نمودن آن از زمین عراق نصرت دادن عبد الرحمن و در ایشان عبد الملک را یا د نکردند عبدالرحمن موصوف عیاض بن هسمان شیبانی را بر شبست مقرر نمود و عبد الله بن عام تمیمی ابی رویی مقرر کرد و با رتبیل مصالحه کرد بر اینکه اگر این ثلث غالب شد خراج آن معا ابداً تا زمانیکه باشد و اگر منهزم دارا ده صلح او شود رجوع به عراق کند و عبدالرحمن عطیه بن عمر و عنبری را مقدمته الجیش خود نموده و عریسه بن عمر تمیمی را بر کرمان مقرر کرد چون عبدالرحمن بفارس رسید در انا اجتماع نموده گفتند که اگر حجاج عامل عبد الملک را خلع نمودیم گویا که خود عبد الملک را خلع کردیم نزید عبد الرحمن اجتماع کردند و اول کسی که خلع عبدالملک را نمو د تیمان بن الجر که از بنی تمیم الدین ثعلبه بود برخواست و گفت این زمان من خلع نمودم ا با زمان را از امارت و ا باز بان کفتم عبد الملک بو د مثل خلع لیسی خود بعد اکثز مردمان او را خلع نمودند مکراند کی و بعبد الرحمن بیعت کرد و بیعت شایعین بود که بعیت نمودیم بر کتاب اله و سنت پیغمبر صلی اله علیه واله وسلم و بر جهاد با اهل ظلالت بخلع ایشان از امارت پس چون حجاج خبر خلع آن رسید کیفیت امارت عبد الرحمن را بعبد الملک نوشت و اینکه بزودی بر سر عبد الرحمن لشکر بفرستد چون خبر امارت عبد الرحمن بطلبت بیما از خراسان حجاج نوشت که اما بعد بدرستی که اهل عراق ای بطرف تو آوردند مانند سیل که تا مقرا رگاه خود نرسد چیزی او را مانع شده نمیتواند و در اول بر آمدن اهل عراق شدت دارند اما محبتی شوق بر اولاد و عیال خود دارند ایشانرا وا گذار شو تا گر فتار اہل خود شوند و اولاد خود را بوی کنند بعد بر آنها واقع شو که خداوند ناصر توست ایشان چون حجاج مکتوب را خواند فحش و دشنام داد و گفت شفقت بین نکرده بلکه به ابن عم خود مهربانی کرده که عبدالرحمن باشد زیرا که مطلب و عبد الرحمن از قبیل قحطان میباشند بعد از و قوع بعضر و قایع در ما بین عبدالرحمن وحجاج به کتاب مطلب تشبیحن نموده نوشته او را صواب دانست و گفت که خیر کثیر د ہید خدا وند او را ـ زمانیکه نوشته حجاج به عبد الملک رسید ترسناک گردیده خالد بن یزید بن معاویه را طلب کرده مکتوب را با و خواند خالد گفت که ای امیر المومنین اگر این واقعه از جستان شده تو هیچ ترس و اگر از خراسان ایان من هم او را میتر ساند بعد عبدالملک لشکر بحاج فرستاد بهوا رصد بنجار سول که یا زیا د تا خبر عبدالرحمن ابن عبدالملک ها بر ساند بعد حجاج بصره نازل شد بعد از اجتماع لشکری از بصره حرکت نموده و عبدالرحمن رسید و هشت هزار گر فریابان خود رسیدند بفرار نوشته مطلب ججاج بد شتر و فرود آمد و مقدمه الجیش عبدالجلیل فرستاد طایفه از شکری عبدارحمن

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 198. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/198 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/198
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record